داستان سکسی شوهر افغانی که به زنش تسلیم شد

نام این داستان است، (شوهر افغانی که به زنش تسلیم شد)!!!
این داستان خیلی زیباست، شاید این داستان را چندین بار بخوانید.
سکسی گپ، مرجع داستان های سکسی افغانی!
این داستان خیلی جالب، خنده دار، معلوماتی و پندآمیز است و خواهش می کنم که این داستان عالی را تا پایانش بخوانید.
فرستنده، ماه وَش، ناشناس!!!
(داستان کوتاه شماره نودم)
من یک زن هستم و اگر بی ادبی کردم لطفاً مرا ببخشید، چون اگر این داستان را با بی ادبی بنویسم شما آن را تا پایان می خوانید و گفتن این داستان خیانت به شوهرم نیست، چون این یک واقعیت زنده گی هر زن و شوهر است و این داستان را دخترها و پسرهای مجرد نخوانند، یعنی هر وقت که متأهل شدند بخوانند، خلاصه، کسی که متأهل است این داستان را بخواند و کسی که مجرد است نخواند.
معرفی کردن در کار نیست، تنها همین قدر برای تان می گویم که، سنم ۳۴ ساله شده است، بدنم معمولی می باشد، سه تا فرزند دارم و خیلی یک زن سکسی، شهوتی و عشقی هستم.
کوشش می کنم که داستان را خیلی کوتاه بنویسم.
از زمانی که من عروسی کرده ام خیلی با شوهرم جنگ و دعوا می کردم، البته گناه بیش تر از شوهرم می بود و شوهرم خیلی یک عادت بد داشت، یعنی زمانی که با من دعوا می کرد گاهی حتا ماه ها با من گپ نمی زد که این کارش خیلی مرا رنج و عذاب می داد، چون من خیلی یک زن سکسی و شهوتی هستم و من حتا برای یک هفته بدون کیر تحمل نمی توانم چه برسد به ماه ها.
چهار ماه پیش من با شوهرم یک دعوای طولانی کردیم که در نتیجه شوهرم از من خیلی قهر کرد و با من تا نزدیک چهار ماه گپ نمی زد.
این کار شوهرم خیلی مرا درد روحی می داد، چون بسیار دیر شده بود که رنگ کیرش را ندیده بودم و نزدیک بود که حتا شکل کله کیرش از یادم برود.
دوستان گرامی؛ کیر برای یک زن بهترین چیز دنیاست، اگر زیبایی ها و خوبی های کیر را برای تان بنویسم شاید داستان خیلی دراز شود، اما درباره کیر همین قدر برای تان می نویسم که؛ من بدون کیر زنده گی نمی توانم، لمس کردن کیر را کنار بگذار که حتا دیدن کیر خیلی برایم لذت بخش است، داغ بودن، نرم بودن، لشم و لیز بودن کیر مرا دیوانه می کند، زمانی که کیر بیدار می شود خیلی زیبا می شود و آن دو تا خایه که در زیرش آویزان است کیر را چندین برابر زیباتر می کند و در زمان گاییدن تکان خوردن خایه ها خیلی خنده دار و عالی دیده می شوند، زمانی که کیر چرب شود بهترین تصویر دنیا را شکل می دهد، شکل کله کیر شاه کار طبیعت است و کله کیر قسمی طراحی شده است که مانند راکت و موشک عمل می کند و هر گونه گوشت را سوراخ می کند، زمانی که گوشت نرم و داغ کیر در لب های کوسم برخورد می کند من دیوانه می شوم، رفت و آمد کیر در سوراخ کوس بهترین منظره طبیعت است، مرد با کیرش انرژی اش را داخل بدن زن می ریزاند، خلاصه گپ، کیر بهترین گوشت دنیاست و من تمام طلاها و الماس های جهان را با کیر شوهرم تبدیل نمی کنم…
به هر حال داستان را ادامه می دهیم.
شوهرم نیز به خاطر کوسم دلش می تپید اما با من مانند کودکان ضد و لج کرده بود.
داستان کوتاه؛ من بدون کیر دیگر طاقت نداشتم و در پی یک نقشه شدم تا با شوهرم آشتی کنم و کیر داغش را در لب های کوسم حس کنم.
خیلی فکر می کردم اما هیچ راهی خوب به ذهنم نمی رسید.
یک روز سر آش پزی بودم که خیلی یک مفکوره خوب، جالب و خنده دار به ذهنم رسید و آن نقشه این بود که:
شب شده بود، همه فرزندان را خواب بُرده بود و شوهرم رفت به اتاق خواب ما تا بخوابد، چون من با او آشتی نبودم و جدا از شوهرم در اتاق فرزندانم می خوابیدم.
زمانی که همه را خواب بُرد خیلی، خیلی و خیلی آهسته مانند دزدان رفتم به اتاق شوهرم، دامنم را بلند کردم و تنبان و نیکرم را پایین کردم و همان نیکری را پوشیده بودم که شوهرم آن را خیلی دوست داشت و چراغ اتاق را روشن کردم، زمانی که چراغ را روشن کردم او بیدار شد، چون او نیمه بیدار بود و شاید به خاطر کوس من فکر می کرد و به من نگاه کرد و چشمش به کوسم افتاد، چشمانش کمی بزرگ شد، ضربان قلبش بالا رفت و خوابش به سرعت از مغزش پرید و برایش گفتم که، ای مرد کیر سیاه، کوسم برای کیرت چشمک می زند و بیا کوسم را با گوشت کیرت پُر کن، در دلش خنده کرد و به زبان به من گفت، برو گم شو، لعنت به آن کوس چرک و سیاهت و من به آن کوس قیر مانند تو هیچ نیازی ندارم، من برایش گفتم که، رنگ کوسم را چه کار داری، داغ بودن، نرم بودن و چاق بودنش را ببین؛ مردها با چنین گپ ها دیوانه می شوند و چنین ادامه دادم، در این چهار ماه کوسم تنگ شده است و لب های سیاهش خیلی بزرگ شده است و دل کوسم به خاطر کیرت دیوانه شده است.
من خوب می دانستم که کیرش از خواب چهار ماهه بیدار شده است و او در دلش به خاطر کوسم نزدیک انفجار است، اما به خاطر غرور، لج و ضدی که داشت خودش را به من بی تفاوت نشان می داد.من از آن زنانی نیستم که به زودی تسلیم شوم و قسم خوردم که امشب تا که این مرد کیر سیاه را کیر نکنم و نگایمش نمی گذارمش که بخوابد.
در همین زمان بود که، رفتم دروازه اتاق را قفل کردم تا کدام فرزند بیدار نباشد و داخل اتاق نشود و کمی دور روی تُشک نشستم، زانوهای خود را خم کردم و پاهای خود را از هم وا کردم و آهسته آهسته به کوسم با سیلی می زدم و صداهای سیلی او را دیوانه کرده بود؛ یک دقیقه به همین گونه گذشت اما باز هم مقاومت می کرد، آخر با تُفم کوسم را غرق کردم و باز به سیلی زدن شروع کرد، چون کوسم تر و خیس شده بود از کوسم صدای شلوووپ، شلوووپ، شلوووپ، … و صدای پِق، پِق، پِق، … می آمد؛ این صداها او را به مرز دیوانه شدن فرستاده بود، از سوی دیگر زمانی که به کوسم با سیلی می زدم خیلی ناله های سکسی نیز می دادم که این صداهای کوس و این صداهای دهن او را کباب کرده بود.
فکر کنم چهار و یا پنج دقیقه از سیلی زدم نگذشته بود که، ناگهان لحاف را از سرش به شدت دور انداخت و آمد به جانم و گفت، ماهوَش جان، تنها برای امشب با هم آشتی می کنیم، گفتم، درست است ای مرد کیر سیاه؛ لباس هایش را خیلی به سرعت از تنش بیرون کرد و حتا زیر پیراهنی اش کمی پاره شد.
خلاصه حرف، من بعد از چهار ماه کیر او را دیدم، چون چهار ماه سکس نکرده بود کیرش خیلی بزرگ بیدار شده بود، بعد از این، در بین ما جنگ شدید سکسی آغاز شد و در جریان جنگ می گفت، ای زن، امشب کوفت و انتقام چهار ماهه را از پیشت می گیرم و امشب نفست را می کشم و من برایش می گفتم که، امشب کوسم از تو باشد و هر کاری که به حقش می کنی بکن و می خواهم که آن قدر کوسم را با چکُش گوشتی ات بزنی که به کوفته تبدیل شود، در جریان زدن زدن خیلی نفس های عمیق می کشید؛ خلاصه، به خاطر سوراخ گوشتی در این چهار ماه مانند من دیوانه شده بود.
خلاصه گپ، آن شب سه بار آب کیرش را در داخل شکمم پراند، چون در این چهار ماه در بدنش خیلی آب منی جمع شده بود…
زمانی که سکس به پایان رسید با بدن سُست و خسته اش رفت زیر لحاف و من برایش گفت که، تسلیم هستی و آشتی می کنی که یا باز شب آینده به کوسم با سیلی بزنم؟ گفت، من تسلیم هستم و لطفاً دیگر صدای آن سیلی ها را نکش که خیلی عذاب آور هستند.
راستش من هم بعد از سکس کردن خیلی خسته و خواب آلود شده بودم و می خواستم با شوهرم بخوابم، اما شوهرم برایم گفت که، زن، برو به اتاق فرزندان که فردا به ما شک نکنند و در ذهن شان شاید فکر کنند که پدر و مادرم ما با هم گپ نمی زنند، پس چرا شب هنگام در یک اتاق می خوابند؟
سر از فردا ما کم کم دوباره پیش روی فرزندان ما به گپ زدن شروع کردیم و شب چهارم که شد ما دوباره در اتاق خواب خود ما خوابیدیم.
یک چیز جالب دیگر این که، پریشب شوهرم خیلی خسته و مانده شده بود، چون او همان روز یک کار جسمی خیلی خسته کن و سخت را انجام داده بود و همان شب تصادفی کوسم خیلی داغ آمده بود و خیلی گرسنه هم شده بود و گوشت کیر می خواست، اگر بهتر بگویم کباب کیر می خواست، به شوهرم گفتم که، ای مرد کیر سیاه، کوسم گرسنه شده است و گوشت کیر می خواهد؛ او جواب داد که، ای زن کوس آفریقایی من امروز خیلی کار کرده ام و خیلی خسته هستم و کیرم بیدار نمی شود تا کوست را وا کند، من برایش گفتم که، بیدار کردن کیرت به دست من، گفت، چه گونه کیرم را بیدار می کنی؟ گفتم، ببین، از پشت در آغوشم گرفتمش و پای چپم را بُردم سر شکمش و زانویم را بُردم سر گُرده اش و کوسم را در پله چپ کونش مالش دادم، این کار برایم خیلی لذت بخش بود، دو دقیقه بعد گفت، کیرم به خاطر کوست ناله می کند، من گفتم، کوس من از گرسنه گی شدید کم است بمیرد؛ از این به بعدش را برای تان قصه نمی کنم چون، پاهای تان سُست می شود و اگر زلزله شود حتا فرار کرده هم نمی توانید.
هر زمانی که، می دانم اکنون دعوا شروع می شود من باسیلی به کوسم اشاره می کنم و شوهرم با یک لب خند دعوا را شروع نمی کند، چون او نیز بدون کوس تحمل نمی تواند و این بهترین فورمول ضد دعوا در بین ما شده است.
سکس کردن در بین زن و شوهر خیلی یک اصل مهم زنده گی زناشویی است و اگر شما به این اصل توجه جدی کنید از بسیاری دعواها و جنجال های زناشویی رهایی پیدا می کنید، چون، سکس کردن در بین زن و شوهر صمیمت را ایجاد می کند، در بین شان محبت را می سازد، آن ها را درباره زنده گی مثبت اندیش می سازد، آن ها را پُر تلاش می کند و آن ها به زنده گی خیلی علاقه پیدا می کنند و به ادامه زنده گی خوب و عقلانی، فکر می کنند و آن زن و شوهری که در بین شان دعوا زیاد رخ می دهد یا از دوستی زیاد است و یا از نادانی زیاد و در بین ما این دعواها از دوستی زیاد رخ می داد، چون من تحمل نداشتم که به او ضرری برسد و او نیز تحمل نداشت تا من زیانی کنم…
پایان/ زمستان ۱۳۹۶

دیدید دوستان عزیز که، در کشور ما برخی زنان دانشمند هم پیدا می شود و ماهوَش خیلی یک زن هوشیار است و او یک فورمول زیبای ضد دعوا را اختراع کرده است و از شما هم می خواهم که این فورمول را به کار ببرید.
دلیل اتفاق داستان؛ رکن اصلی زنده گی زناشویی (سکس کردن بهتر) است و اگر در زنده گی زناشویی تان خوب با هم (سکس) کنید خیلی از مشکلات خانواده گی تان رفع می شود، بود.
شما هم داستان روان کنید.
کُمنت دادن فراموش تان نشود.

ليلا و پسر ماما

gap3xy

*  سلام نام من لیلاست،۱۹ سالمه و قندهاريم..قدم ۱۶۳ و وزنم ۶۵ و سایز سینه هام ۸۵ چاق نیستم ولی توپرم..پوستم گندمیه.. میخام خاطره اولین سکسم كته فامیل ره برتان تعریف کنم..من قبل این سکس خيلي داشتم ولی با فامیل نداشتم.. اول بگم پردم چطو پاره شد..وقتی پنچ شیش سالم بود،یه بار داشتم از روي يخمالك سر میخوردم،اصن نفاميدم چی شد فقط دیدم ک رانم کشیده شد ب لبه ی پایین سرسره که تیز بود و رونم زخم شد..ده مطب دکتر بود ک فهمیدم کوسم بود ک پاره شد..مادرم همون موقه برگه سلامتمو از دکتر گرفت ک بعدا مشکلی پیش نيايه..منم اون موقه هیچی از این قضیه ها نمیفهمیدم..ده ۱۲_۱۳ سالگی بود ک فهمیدم چی شده و این پرده چقد مهمه و حالا ک من ندارم چه کارهایی ک میتونم راحت انجام بدم..ده هجده سالگی هم اولین سکسمو داشتم..البته قبلش لز زیاد داشتم و هنوزم معتقدم هیچی لز نمیشه.. حالا بریم سراغ داستان..یه شب خانه ی مامايم اینا دعوت بودیم و شب هم خانشان خوابیدیم..ساعت ۲ شب بود و بی خوابی زده بود ب سرم..پاشدم برم آب بخورم ک دیدم چراغ اتاق مامايم روشنه..منم فضولیم گل كد گفتم بذا یه نگاهی بندازم ببینم چ خبره..رفتم از زیر در که تقریبا ۵ سانت با زمین فاصله داشت نگا انداختم که دیدم بعله..ماما جانم داره زن مامامه میگاد..بدجور حشری شده بودم..زن مامام ک همش آه و اوه ميكد و حال ميكد..مامام هم مشغول کوسش بود و همزمان پستوناشو میخورد.. تا آخر سکسشونو سيل كدم و خودمو میمالیدم..اونا ک كارشان تموم شد،منم رفتم بخوابم ولی بيرقم حشری بودم..دیدم پسر مامايم مسيج داده اگه بیداری بیا اتاقم..من رفتم ده اتاقش..آروم در زدم و رفتم تو.دیدم خیلی خوشحال شد ک رفتم..اومد جلو و بغلم كد خیلی تعجب كده بودم،عاخه پسرمامايم تا حالا دستشم به من نخورده بود،چه برسه ب بغل..دستشو گذاشته بود پشت کمرمو میمالید..فهمیدم ک آقا هم حشریه..گفتم چی شده امیرجان؟؟(پسرمامايم)گف هیچی،خوابم نمیبرد خواستم بیای باهم حرف بزنیم..رفتم لب تخت نشستم و گفتم خب بیا اینجا بشین..اومد و چسبید بهم و نشست..منم سرمو گذاشتم روشونش و با یه دستمم پشت کمرشو میمالیدم..اونم دستشو گذاشته بود رو رونم..همینطوری ک کمرشو میمالیدم،دیدم ک کیرش داره ايستاده میشه،ولی ب روی خودم نیاوردم..یه دفه گف ببخشید و پاشد رف بیرون..یه چن دقیقه بعدش اومد..گفتم چی شد گف هیچی..قطعا رفته بود جق بزنه چون کیرشم دیگه شق نبود..دوباره اومد پیشم نشست ولی با فاصله..منم که تو کف کیر بودم خودمو چسبوندم برش و گفتم چرا خودتو اذیت میکنی؟؟و دستمو گذاشتم رو کیرش و شروع كدم گردنشو خوردن..اونم ک فقط منتظر اجازه من بود،سرمو بلند كد و شروع کرد لب گرفتن..همزمان هم سینه هامو میمالید..منم آروم کیرشو از تو شلوارش درآوردم..واااای چشام چهارتا شد..چه سایزی داشت..کیرش ۲۴ سانت بود و شدیدا لوك وكلان..دستمو ک دورش حلقه ميكدم بهم نمیرسید..تا حالا کیر بالای ۲۰ سانت ندیده بودم..رگ عربی داشت دیگه ک اینقد کیرش كلان بود..اصن دیگه حال خودمو نمیفهمیدم،فقط خم شدم و کیرشو كدم تو دهنمو شروع كدم ب ساک زدن..زبونمو سر کیرش ميچرخاندمو لیس ميزدم برش و بعدش از بالا میلیسیدم تا پیش تخماش و تخماشو میخوردم واسش..کسکش اینقد کیرش كلان بود ک ده دهنم جا نمیشد.. یه ۱۰ دقیقه برش ساک زدم ک بلندم كد و با خنده گف مگه تا حالا کیر ندیدی؟؟تمومش کردی دختر..گفتم چرا دیدم ولی نه ب این كلاني،نترس تموم نمیشه..خندید و پرتم كد رو تخت.تاپمو درآورد و سوتینمو کشید و پارش كد..افتاد ب جون سینه هايم..یکیشو میخورد و اون یکیو میمالید..نوکشو ميكد ده دهنشو دندان میگرفت. خواستم جیغ بزنم که دستشو گذاشت روي دهنم..منم دیگه شروع كدم به آه و ناله كدن..منم ب تلافی حرفش برش گفتم بسه دیگه تمومش كدي..گف نترس هرچی بیشتر بخورم كلان میشه واسه خودت بهتره..اینو گفت و از روم پاشد و رفت سراغ کوسم..شورت و شلوارمو باهم کشید پایین..یه کوس سفید و تپل و بی مو جلو چشاش بود..یه جوووون بلند گفتو شروع كد کوسمو خوردن..از پایین کوسم لیس میزد و میومد بالا..چوچولمو گاز میگرفت و زبونشو ميكد ده کوسم..دیگه دیوونه شدم..دستمو گذاشته بودم جلو دهنم ک از شهوت جیغ نزنم..با یه دستمم سرشو ب کوسم فشار میدادم..یه ۵ دقیقه ک کوسمو خورد،گف میشه کوست مال من باشه امشب؟گفتم امشب من مال خودتم..هرجور دوس داری مره بگا.. امیرم پاهامو داد بالا و سر کیرشو گذاشت روي کوسم..یه لحظه داشتم ب این فک ميكدم ک چطور میخاد این کیر كلان و کلفتو ده کوسم جا کنه که یه دفه یه درد شدید تو کوسم حس كدم و نفسم یه لحظه بند اومد..نفسم ک بالا اومد دیدم کیرشو یه دفه تا ته كده ده کوسم..خیلی درد داشت و دردش لذتبخش بود..این حشری بودم ک اصن نتونستم بهش حرفی بزنم..اونم یه چن دقه همون طوری کیرشو ده کوسم نگه داشت تا جا باز کنه و بعدش شروع كد تلمبه زدن..تند و محکم ده کوسم تلمبه میزد..صدای برخورد تخماش با کوسم اتاقو پر كده بود..منم شروع كدم کوسمو مالیدن..یه ده دقیقه ک تلمبه زد کیرشو درآورد ک بکنه ده کونم..منم شروع كدم ب التماس كدن که تو کونم نکنه..گفتم امیر جون کیرت خیلی كلانه کونم جر میخوره نکن ده کونم ..خواهش میکنم..ولی ول کن نبود..سر کیرشو گذاشت رو کونم ولی هرکاری كد تو کونم نرفت..آخرش بیخیال شد و دوباره اومد سراغ کوسم..دوباره کیرشو تا ته كد تو کوسم..دیدم تلمبه نمیزنه،سرمو بلند كدم ببینم داره چیکار میکنه،دیدم میخاد تخماشو بکنه ده کوسم..ب زور تخماشو كد ده کوسم.مطمئن بودم ک دیگه الآن جر میخوره کوسم..گوشیشو آماده كد ک عکس بگیره..گفتم عکس بره چی گف میخام ببینی کوستو چطور واست گاییدم..همونطوری ک کیرش و تخماش تو کوسم بود از کوسم عکس گرفت و کیرشو از تو کوسم درآورد و بلافاصله عکس گرفت..عکسو ک دیدم خیلی تعجب كدم ک ینی این کوس منه اینقد گشاد شده؟؟تقریبا به اندازه یه لیوان کوسم باز شده بود..گوشیو گذاشت کنار و دوباره شروع كد تلمبه زدن..یه لحظه یه جیغ آروم کشیدم و کوسمو سفت كدم و ارضا شدم..یه چن لحظه چشامو بستم تا حالم جا بیاد.نبض کوسم همینطوری تند و تند داشت میزد..عاشق این لحظه م ک نبضش میزنه..امیرم یه چنتا تلمبه دیگه زد و اونم آبش امد و همه ی آبشو ریخت تو کوسم..آبش خیلی داغ بود یه لحظه انگار کوسم سوخت.. کیرشو از تو کوسم درآورد و امد بغلم دراز کشید و سرشو گذاشت بین سینه هام..بهش گفتم چرا آبتو ریختی تو کوسم..حامله شم میخای چیکار کنی؟اونم یه قرص ضد بارداری از داخله كمدش درآورد و برم داد..معلوم بود عوضی چقد کوس كده ک دیگه خودش قرص داره..گردنمو بوس كد و گف لیلا میشه از این ب بعد باهم حال کنیم؟ماهی شش هزارم برت میدم..منم دیدم چی از این بهتر،هم حالمو میکنم،هم یه پولی برم میرسه..منم قبول كدم..همونجا ده بغلش تا صبح خوابیدم.. ببخشید خیلی طولانی شد..
*

همجنس بازی کدن با کیر کته امیر در قندهار

gap3xy

سلام دوستان
‎ من نامم مسعوده مي خوام يك داستان توپي برتان بگم راجع به سكس مه كته دوست عزيزم در قندهار اول بذارين از خودم بگم من پسري سفيد كته كوني سفيد و بزرگ كه هر پسري مره ببينه سيخ مي كنه…
‎الان مي خايم راجع به سكس خودم كته دوست كير كلفتم امير. البته انو بگم كه اين داستان بر مي گرده به ٣ سال پيش حالا داشتم مي گفتم اين امير كير بسيار لوك و كلاني داره من عاشقه كون دادن به امير بودم ولي رويم نمي شد برش بگم البته اونم خيلي دوست داشت مره بكنه
‎ولي روش نمي شد بگه يك روز يكي از معلم هاي ما به ما دوتا گفت كه يك پروژه جور كنيم فقط هم منو امير. معلوم بود كه امير چقد خوش حاله منم خوش حال بودم.
‎كلاس كه تمام شد امير برم گفت : پنجشنبه بيا خونمون. منم گفتم باشه. پنجشنبه شد منم كه هميشه با كالاي افغاني تنگ مي رم بيرون اخه هواي قندهار هميشه گرم بود من پاهام انقد سفيده حتي يه دونه مو هم نيست اگه هر كي مره ببينه سيخ مي كنه.
‎رسيدم خانه امير زنگ زدم به امير كه بياد پائين خونشون وقتي امد پائين مره ديد چماش ٨ تا شد به شوخي گفتم به چي نگاه مي كني گفت به پاهات منم خنديدم ديگه رفتيم تو راه زينه بوديم كه امير همش پاهاي مره سيل مي كد كه يه دفع يه طبقه پائين تر امير اينا رفتيم يه دختر كوچيكي بود كه پشتو زبان بود مي خواست بره خانه همساي تو طبقه امير اينا تا اين اومد امير خايه چسبوند.
‎خلاصه رسيديم خانه امير اينا نصف از پرژه رو انجام داديم بعد امير گفت بقيش فردا بعد. من گفتم پس الان چيكار مي كنيم امير گفت بيا يكم فيلم سكسي سيل كنيم منم از خدا خواسته گفتم باشه يه نيم ساعتي فيلم سيل كديم جفتمون سيخ كده بوديم. امير برم گفت ببين كيرمو سيخ شده، يكم دست بزن . منم دست زدم واي عجب كيري بود خيلي كلان بود فكر كنم ٢٠-٣٠ سانتي بود. بعد امير برم گفت بيار ببينم مال تو چطوري دست زد و گفت خوبه بد نيست. منم هي ده دلم مي زد كه برش بگم مره بكن ولي يه دفع برم گفت مي كشيم پائين ماله هركي كه كوچك تر بود بايد بره اون يكي ساك بزنه. من كه مي دونستم داستان چيه. دو تاي كشيديم پائين واييي عجب كيره كلان و كلفتي بود بعد امير سرمو گرفت و گفت دهنتو باز كن باز كردم كيرشو تا ته كد ده حلقم واي عجب حس خوبي داشت همينطوري كه داشتم ساك مي زدم يه دفع امير گفت ابم داره مي اد من فكر كدم مي خواد كيرشو در بياره ولي نگو كه مي خواد بريزه ده دهنم ابشو ريخت ده دهنم منم قورت دادم امير ازم پرسيد خوش مزه بود منم گفتم عالي بود.
‎بعد از يه ١٠ دقيقه شستوشو امير گفت فردا خانه شما چطوره بره پرژه منم گفتم باشه اكي .
‎( ببخشيد كه من يه چيزي راجع به اين امير نگفتم امير پسر بسيار خوش تيپ كه هر دختري مي خواد كتش دوست شوه قدشم بلنده حدوده ١٧٢ سانت پسر ورزشكاريه و هيكلي و اهل قندهاره )
‎بريم سر داستان فردا شد من به امير گفته بودم كه در بازه هر وقت كه رسيدي بيا تو سريع. خلاصه امير رسيد خانمان در زد اومد تو تا ديدمش شكه شدم خيلي خوش تيپ شده بود همونجا پريدم ده بقلش و لبامو چسبوندم به لباش اونم همنطور كه لبش ده لبم بود و ده بقلش بودم مره برد ده اتاق رو تخت مره خوابوند(پدر مادرم خانه نبودن) لباساي مره و خودشو در اورد كيرشو كد تو دهنم بعد در اورد يه تف زد در كونم كيرشه هي ميكشيد در كونم بعد يواش يواش كيرشو فرو كد ده كونم فكر كدم مشعل اتيش كدم ده كونم منم كه يه آه اهي مي كدم اونم هم داشت يه تلمبيي مي زد كه داشتم جر مي خوردم بعد از چند دقيقه ديدم خوابيد رويم و هيچ كاري نكد گفتم چي شد عشقم گفت هيچي فقط ابمُ ريختم ده كونت
‎بهش گفتم مشكلي نيست بعد كيرشه در اورد باقي موندشم خوردم بعد دوتايي رفتيم حمام اونجا هم يه سكس جانانه ديگه هم كرديم بعد ده نيم ساعتم هم پروژه ره تمام كديم. ده اين ٣ سال با امير هيچ سكس نكدم اگه پيداش كدم حتماً كتش سكس مي كنم. البته سكسي هم كته دختر خالمم داشت همين اميرکه من فهمیدمو اولش ناراحت شدم ولی قضیه طوری پیش امد که دخترخالمه پيش روي مه كد و منم جز راست شدن کیرم هیچ کاری از دستم برنیومد. بعدا برتان تعریف می‌کنم چی‌ شد..

 

‎🌷 پایان 🌷

اولين كون دادن يك دختره تازه به دوران جواني رسيده

 

gap3xy

‎این ماجرایی که برتان میگم کاملا واقعیه ! من الان 26 سالمه از 20 سالگی شوهر كدم اما این قضیه مال وقتیه که تازه 18 سالم ميشد. هیچ وقت یادم نمیره ! اون موقع اصلا به تنها چیزی که فکر نميكدم کون دادن یا کلا سکس بود ! یادمه يك روز تابستان بود و تازه بالغ شده بودم و هم خوشحال هم ناراحت بودم اون موقع من اندام كلاني داشتم و اصلا نمیشد با يك دختر 18 ساله مره مقایسه كد هم قد مناسبی داشتم هم سینه های برآمده و سفت و رون و باسن سکسی با یک کمر باریک، خلاصه مثل همه روزای دیگه تابستان داشتم از تنهایی و بیکاری دیوونه میشدم که به فکرم افتاد برم و از توی انباری ساختمان که ده زیر زمین بود چنتا کتابای مادرمه بیارم و بخونم. ساعت سر چاشت بود و کسیم خانه نبود جز مادرم که اونم مشغول آشپزی بود و منم زیاد سن و سال نداشتم و هنوز ده هوای بچگی بودم و با همون تاپ و شلوارک و بدون حجاب رفتم ده آسانسور ! خانه ما طبقه 4 بود و باید میرفتم -1 تا برم سمت انباری ! طبقه 2 که رسید در آسانسور واز شد و مرد همسایه که من فقط چند دفعه دیده بودمش و تازه به این اپارتمان امده بودن سوار شد، ميدانستم تازه ازدواج كده و انصافا خوش بحال زنش !! خلاصه من اولش حالیم نبود اما ده آینه که دیدم خودمو متوجه شدم واااااااااای ! نه تنها یقه تاپم بازه بلکه کاملا هم نازک و شل شده و کافیه یکم دقت کنی تا جزئیاتو ببینی شلوارکمم که کاملا تنگ و نازک و تا بالای زانو و چشمای همسایه هم زووووم روی همه جای منه ! منم که سينه بند نپوشیده بودم !! سعی كدم به رو خودم نیارم، مرد همسایه که اسمشم کوروشه ده فاز خودش بود!! همکف پیاده شد منم نفس راحتی کشیدم و رفتم -1. ده زیر زمین اپارتمان ما یه راروي بود که در همه انباریا به این راهرو باز میشد انباری ما تقریبا خالی بود و فقط چنتا کارتن کتاب و یه سری خرت و پرت بود كته يك میز قدیمی و یه کیسه پر لباس قدیمی ! خلاصه !! رفتم ده انباری و مشغول برررسی کتابای ده کارتن بودم که حس كدم یه نفر پشت سرمه ! اونم که فهمیده بود من فهمیدم سریع خودشو به مه چسپاند و دهن مره گرفت و با دست دیگه شروع كد به مالیدن کس من ! بعله کوروش خان بعد از دید زدن ده اسانسور حشری شده بود و انصافا به محض اینکه دستش رفت رو كي کسم تازه فهمیدم بلوغ یعنی چی و تا اون زمان معنای تحریک جنسیو نفهمیده بودم، خلاصه من بعد از این تجربه واقعاً لذت بخش بدون هیچ مقاومتی شاهد حرکتای عجیب ولی لذت بخش کوروش بودم ! اما در مورد کوروش، قد بلندی داشت و زیاد چاق نبود ولی لاغرم نبود نکته جالب توجهشم این بود زیاد به خودش میرسید و همیشه اصلاح ميكد رويشه و بوی خوب میداد بدنش موی نسبتا کمی داشت و در مورد کیرشم باید بگم واقعا برای اون موقع من كلان بود خیلیم كلان ! خلاصه بعد از یکی دو دقییقه که همه جای مره مالید دستشو آروم از روی دهن من برداشت فک کنم فاميده بود دارم لذت میبرم ! من واقعا نمیدونم چرا اون موقع سکوت كدم اما مطمئنم لذت زیاد مره ارام كده بود به شدت از کسم آب میومد و دوست داشتم با دستش فرو کنه ده کسم که شروع كد به لب گرفتن منم دیگه دل و به دریا زدم در حالی که لب میگرفتم دستمو گذاشتم روی کیرش البته ده شلوار بود ولی گرماشو حس ميكدم، خلاصه لبخند کوروش نشانه رضایتش بود ! دیگه اونم هیچ ترسی نداشت و با این کار من که چراغ سبزو به اون نشان داده بودم کاملا وحشی شده بود، یه لحظه ارام شد بعد مره بلند كد و خوابوند روی میز من پشتم به اون بود ولی فهمیدم كيرشه دراورد بعد سریع شلوارک مره زد پایین و بازم با دست با کس من یکم دیگه بازی كد بعد کیرشو گذاشت رو کس من که به جرات میگم چنان عضلات شکمم منقبض شد و دست و پاهام شل که 99% میخواستم کسمو پاره کنه اما نمیدونم بی اختیار گفتم نــــــــــه ! اونم دیگه فشار نداد اما خوب کیرشو با آب کس من تر كد و یه تف زد به سوراخ کونم ایندفه کیرشو ماند رو سوراخ کونم که من بازم گفتم نــــــــه اما ایندفه اهمیت نداد و با یه دست که رو کمرم گذاشته بود منو محکم نگه داشت و ارام كيرشه كد ده کونم اولش خیلی دردم گرفت و اونم کیرشو درآورد ولی بعد از چند بار تکرار دیگه خایشو حس ميكدم ! خیلی ارام داشت ميكد و منم باز هم درد میکشیدم اما وقتی با دست سینه و کس مره میمالید آرومم میشدم، خیلی طول کشید تا آبش بيايه و تقریبا خیس عرق شده بود و با سرعت بالایی مره ميكد منم که باورم نمیشد یه کیر به اون کلفتی تا ته ده کونمه دعا ميكدم که زود تمام شوه، بالاخره ارضا شد و کلی سر و صدا كد و کیرشو درآورد، رفت کنار و شلوارشو پوشید منم هنوز روي میز بودم که شروع كد به عذر خواهی !! خیلی جالبه اول میکنن مردا بعد عذاب وجدان میگیرن !! هیچی منم که مقاومتی نكده بودم حرفی جز مشكلي نداره نتانستم
‎بگم. بعد از اون ماجرا من تا یه مدت از مردا میترسیدم اما بعد از آروم شدن درد کونمگفت برو بازم با کوروش سکس کن و باید بگم این اتفاق افتاد و مه و کوروش بارها بعد از اون روز با هم سکس داشتیم و واقعا هم یاد گرفتم که چطور لذت بیشتری ببرم. البته من و کوروش بعد از ازدواج هم به رابطمون ادامه دادیم چون کوروش واقعا مره ارضا میکنه ! البته شوهرمم میتونه این کارو بکنه ولی اون زودتر از من ارضا میشه اما کوروش هم کیر كلاني داره هم دیر ارضا میشه البته من تا قبل ازدواجم فقط از کون سکس ميكدم که بجز کوروش با 3 نفر دیگه هم ایي كاره كدم اما فقط تانستم به کوروش اعتماد کنم و همین اعتماد باعث شد تا همین امروز مه و کوروش با هم سکس داشته باشیم. من اولین تجربه سکسم 18 سالگی اتفاق افتاد و اصلا هم از این بابت پشيمان نیستم و حسرت ايره میخورم چرا همون موقع از کس سکس نداشتم ! همین الان که این ماجرا نوشتم حدود نیم ساعت قبل کوروش از خانهي ما رفت و مه هنوز لختم کاش وقت بیشتری داشت و بیشتر ميكد ! توصیه من به همه دخترا اینه از سکس نترسین و حداقل یک بار امتحان کنید ولی نه كته هر کسی !!

 

‎نوشته: ؟

 

لذت اولین سکس بدون پيسه😊

 

gap3xy

نامه مه علی هست 23سالم هست بچه كابل شرق شغلم هم کار آزاد هست .اول از آشنایم كته سعیده بگم (سعیده دختری 20 ساله کمی چاق ولی فوق العاده زیبا و جذاب و حشری)من بجز شغل خودم بعضی وقت ها هم مسافرکشی میکنم دوست ندارم دروغ بگويم .يك روز ده منطقه خودمان که داشتم مسافر کشی ميكدم دختری زیبا بغل سرك به مه گفت دربست(منظورم همون سعیده هست)بعد از اینکه سوار شد قرار شود ده همون منطقه خودمون تا یک جای دربست ببرمش راستشو بخوام بگم ده کف بدن سکسیش نرفتم به دلم نشست چهرش .پیش خودم گفتم مه که کارت دارم برای اون شغلم به اون بهانه موقع پیاده شدن کارت ره برش ميتم میگم اگه جای خواستین برین در خدمت هستم .و همینطور هم شد موقع پیاده شدن کارت ره دادم و با لبخندی زیبا گرفت .چند روزی از این ماجرا گذشت دیگه داشتم بیخیال میشدم که زنگ بزنه و برای اینکه غرورم نشکنه رفتم پیش يكي ديگه يك هزار افغاني دادم و یک سکس كدم .پیش خودم گفتم (به تخمم زنگ نزد .من که کوسم ره كدم)ولی لامصب دلم ره با خودش برده بود سعیده خلاصه شب ده رختخواب بودم داشتم به یکی از دوستان مسيج میدادم که دیدم از یک خط ناشناس ام تي ان مسيج امد سلام. منم جواب دادم سلام شما؟ جواب داد منتظر کسی نبودی؟گفتم راستش چرا.گفت منتظر کی؟راستش ترسیدم بگم یه دختر که مسافرم بوده و شماره برش دادم پیش خودم گفتم نکنه از دوست دختر قدیمی هام باشه و ضایعه شوم. برش فرستادم لطفا خودته معرفی كو حوصله فکر كدن ندارم. جواب داد بی احساس . من دیگه با مسيج جواب ندادم و تلفن زدم برش اول رد تماس داد ولی چند بار زنگیدم تا جواب داد با صدای آرام نميتانم صحبت کنم منم برش گفتم عزیزم منتظر تماست بودم اون گفت شناختی؟ گفتم مسافر دربستی جیگر دیگه؟ با لبخند گفت بله خودم هستم بعد معذرت خواهی كد و گفت مسيج بدیم و خداحافظی كديم.یادمه اون شب تا 2 نصف شب داشتیم مسيج بازی ميكديم یعنی همه جور خصوصیات خودما ره كته مسيج بهم گفته بودیم و خلاصه برای فرداش قرار گذاشتیم. (میخوام خلاصه کنم قرارها پشت هم تکرار داشت و در هفته شاید هر روز يكي ديگه ره میدیدیم تا یکی دو ماه به این روال گذشت)تا اینکه مسيج سکسی شروع شد و قرار شد فردا سر قرار ده ماشین یه حالی کنیم سر قرار رفتیم امد ده موتر بعد از چند دقیقه گپ با دستم موهای که رو صورت سعیده اومده بود كتش بازی ميكدم و اونم با لبخند گپ ميزديم حس ميكدم داره لذت میبره خودش میگفت عاشق اینم ده بغل عشقم باشم و ازم کنه یواش یواش دستمه رو بدنش کشیدم تا آوردم رو ي پاهاش و شلوارش که شلوار لی تنگ بود و مانتوی سفید خلاصه اون روز با لب گیری تمام شد ده لب گیری هم واقعا حرفه ای بود.خلاصه بازم از این نوع سکس کوچوله ها ده ماشین داشتیم که با کلی کار کردن رو مخش قرار شد یه روز خانمان خالی شوه بیارمش یه حالی کنیم .اون روز فرا رسید و ظهر ساعت 3 بود که من رفتم دنبالش و با کمی سختی عبور از فضول های محل هر جور شده آوردمش ده واحد خودمون و خانمان اومد رفت رو مبل نشست و خودش شالش ره برداشت و هوا گرم بود چون تو تیر ماه بود برش شربت اوردم و میوه هم از قبل رو میز بود و ماهواره روشن كدم از قبل قرارمون سکس بود و رقص .یک اهنگ شاد پخش کدم بلند شد با اون اهنگ کمی رقصید و بعد امد بغلم نشست گفت علی گرمم هست .منم گفتم بذار عزیزم لباست رو از تنت در بیارم خنکت بشه مانتشو چند تا دکمه باز كدم خودش بلند شد بقیشو باز كد و یک تاپ شيرچايي ده جانش بود بود دستش روي کمرش بود دلش میخواست شلوارش ره در بیاره ولی روش نمیشد .بلند شدم بوسش كدم و دکمه شلوارش ره باز كدم و شلوارش ره درآورد و یک شرت شيرچايي هم ده جانش بود گفتم ست هست با سوتینت گفت نگاه کن میفهمی تاپ هم دراوردم دیدم سينه بند شيرچايي ده جانش هست و یک سینه های ناز توش هست از روی سينه بند لمسش كدم و بین سینه هاشو یه لیس زدم . گفت نوبت تو هست لباستو در بیاری .تی شرتم ره در اوردم و شلوارکم رو اون درآورد و کیر بزرگ شدم رو تو شورت بود رو دید و از روی شورت لمسش كد و گفتم همش مال تو هست. خلاصه رفتم چند تا تكيه آوردم خوابوندمش روي زمین سينه بنده کندم و شروع كدم به خوردن سینه(قبل از اینکه سعیده بیاد یه قرص سیتالوپرام خوردم خیلی موثر هست در زود انزالی توصیه میکنم استفاده کنید سیتالوپرام 40)خلاصه از صورت ناز و لب های سرخش شروع كدم خوردن و خوردن گوشش ره گردن حساس بود تا نزدیک خوردن گردنش میشدم یه حالت قلقلک برش دست میداد و میچرخید دور خودش تو اوج لذت بودیم هردويمان سینه هاش كلان ومناسب هست ولی خوشمزه و خوش فرم حسابی سینه ها و شکمش ر و خوردم تا رسیدم به کوسش از رو شورتش لمسش کردم کمی مقاومت كده بود ولی ا
نقدر خودش ره تر كده بود و حشری بود که نمیتونست بیشتر مقاومت کنه منم قصدم لذت دادن برش بود که کسش ره بخورم خودمم هم دوست نداشتم و ندارم که به پردش آسیبی برسونم .خلاصه انقد رحسابی برشخوردم تا تانستم ارضاعش کنم و کنارش خوابیدم و موقع ارضاع شدنش کمی اشک ریخت که بهش میگن اشک سکس از خودم درآوردمش بعد فت نوبت تو هست برش گفتم دوست دارم سرپا وایسم و تو جلو پا هام زانو بزنی و کیرمو بخوری اونم اینکارو كد و حسابی کیرم رو تخمم ره خورد ولی قرص سیتالوپرام حسابی فعال شده و نمیذاره آبم بیاد . از قبل قرار گذاشته بودیم از کون بکنمش گفتم نوبت اینه که بکنمت کمی خودش ره لوس كد و بوسیدمش و رفتم وازلین آوردم سر کیرم زدم حسابی چربش كدم و دم سوراخ سعیده هم چرب كدم که حسابی لیز لیز شده بود با انگشتم سوراخش رو یه کم آماده كدم و کیرم ره دم سوراخش میکشیدم و آروم آروم سرش ره كدم داخل که یه کم جیغ بلند کشید درش آوردم و باز با انگشت كدم توش و کسشم با اون یکی دستم می مالوندم تا برش حال بده کیرمو دوباره كدم توش ولی این بار کمتر جیغ کشید و توش نگه داشتم ارام ارام عقب جلو كدم حسابی گرمای کونش ره حس ميكدم لامصب چه دمای داره این سوراخ کون که تو هیچ جا پیدا نمیکنه وقتی با گرمای کیر قاطی میشه میرسه به اوج لذت خلاصه بعد از حدود یک پانزده دقه كدن که دیدم آبم داره ميايه کیرم ره درآوردم و اب ره ریختم روي بدن سعیده و بعد با د ستمال پاکش كدم و یک نیم ساعتی لوح کنار هم خوابیدیم .و بعد كالايشه پوشید و رساندمش خانشان اونشب همش مسيج میداد علی کونم ميسوزه نميتانم ده خانه راه برم میترسم مامانم بفهمه و از ایي گپ خلاصه 4 بار ما سکس داشتیم و همهشه هم به این روال بود تا اینکه سر یک مسائل جدا شدیم و الا از جوزا پارسال تا الان حدود 13 ماه هست با کسی دیگه رفیق نشدم و تنها هستم دلیلش ره نميفامم شاید بره شغل جدیدم باشه که زیاد وقت اینجور کارها ره ندارم و امیدوارم یک دختر خوب گیرم بیاد امیدوارم که لذت برده باشید از این داستان

 

نوشته: علی

‎اولین سکسم كته شیوا

 

سلام به همه .من نیما 22 از جاغوري هستم این سکس بر میگرده به زمانی که من 18 ساله بودم که واقعا ده کف هر دختری ک میدیدم بودم

‎یه روز مه توی يك گروه داشتم چت میکردم که مخ یه دخترو کار گرفتم که با هزار بد بختی تانستم با اون دختر دوست شوم و بگذریم اون دختر از بد شانسیه من از شهر خودم نبود و از شهرهایه اطرافم بود دختری مومن و خوب و خیلی پاک که اصلا از اول اشناییمون به من تا 5 ماهه بعد عشقمم حتی نمیگفت که داستان من از يك عکس ساده از خودش شروع شد که برم داد ازون موقع دیگه ما خیلی با هم خوب شدیم که همیشه باید صدا مره می شنید و حتی شده بود روزی 2 ساعت كته يك ديگه گپ میزدیم از دختره بگم برتان مكتبه شهر غزني بود وقتی دیدمش هیکلش اصلا مالی نبود تا که یه روز گفتم میخوام ببینمت
‎ رفتم غزني به دیدنش چون خدایی عاشقش شده بودم نانش شیدا بود اونم واقعا مره از تهه دل میخواس ت که يكديگه ره دیدیم بعد از خوردنه نانه چاشت و کمی گپ مه شروع كدم به دست زدن بهش اما مقاومت ميكد نمیزاشت حتی من دستش بزنم تا که يكدفعه مه شرو كدم به لب گرفتنو مالوندنش تا ک ارضاع شد گفت نیما تروخدا بس اس منم چون خیلی دوسش داشتم و نمیشد ده مکانه عمومی بکنمش گفتم باشه هرجور عشقم بخايه خب تا بعدازظهر یبار دیگه نیمه ارضاش كدم و برگشتم به شهر خودم و همینطور میگذشتو خودش میگفت کاش پیشم بودی خیلی دلم برت تنگ شده منم گفتم دروغ میگی !!و گفت بخدا دروغ نمیگم نیما جان از دوریت دق میکنم بیا پیشم عزيزوم امروز منم گفتم اگر دوستم داری تو بیا پیشم که گفت باشه….

‎دو روز گذشت که گفت نيما جانم گفتم جانم شیدا برم گفت عزیزم دارم میام پیشت فردا بیام؟گفتم جیگرم عشقم نفسم ازون سوالا باز پرسیدیا بیا گلمممم خیلی دلتنگنم منم از شانسی که هیچ وقت نداشتمو خانه مان پر بود گفتم بیا حالا درستش کن یبار عشقم خواست بیادو من خانه خالی ندارم که همون شب مادرم گفت ما داریم میریم خانه خالت بریم پسرم منم گفتم نه مادر من هزار تا کار عقب افتاده دارم که باید انجامش بدمو نيمتانم ببرمت خلاصه شب شده منم رفتم حمام ی حالی به بدنم دادمو صاف کردم بدنمو در ضمن بگم من نمیگم کیرم بزرگه اما بدک نیس 18 سانته و کمی هم کلفته شیدا هم تاحالا سکسی نداشته ک با کسی روز معود رسيد که از صبح مسيج بازی که من راه افتادم من که نميفاميدم این از شهر خودشون داشته میاد کثافت ی دروغی که بهم گفته بود این بود که اونم رفته بوده خانه خودشان یه فته بعدش اومده پیش من اقا منم رفتم دنبالش انقدر ناز كده بود که وقتی دیدمش کیرم راست شد وای این عشق منه بعد از سلام و احوال پرسی نشسیم ده موتر رفتیم اول رستوران و غذا گرفتیمو رفتم خانه

‎من شلوارپوشیدم اون با مانتو بود در نمیاوورد خجالت می کشید منم گفتمش همین بود عشقت نسبت به من حتی خجالت میکشی لباستو عوض کنی که گفت نه عزیزم این چ حرفیه که رفت بدل كد یه تاپ سکسی شيرچايي ده جانش بود كته شلوار استریج مقبول امد نشست کنارم ک غذا بخوریم منم ک کیرم راست بود بغلش كدمو لبمو گذاشم روي لباش گفت نیما بزار غذا بخوریم که من انقدر حشرم زده بود بالا فقط میمالوندمشو لب میگرفتم ازش اخ اخ اخ چ لبایی بودش خدا تا دستمو بردم سمت شلوارش مقاومت كد گفت تروخدا چیکار میخوای بکنی منم که عین سگ شده بودم گفتم عشقمی به توام ربطی نداره بزور دراووردم شلوارشه بعد دسمو گذاشم روي کسش که اروم چشاشو بسته كد و از تهه دل ی اه ههههههه بلند کشید گفت نیما دوست دارم منم شروع كدم ازم مچ پا بخوردنش خوردم تا ب کسش رسيدم 20 دقه میخوردم که فکر کنم اولین سکسشم بود 2 بار همونجا ارضا شد و من بلند شدم شلوارمو کشیدم پایین کیرم از تو شورت پرید بیرون که ترسید چهرش متعجب شد!!!
‎فقط سيل ميكد گفتم بخورش گفت باشه نمیدونم چرا گفت باشه بلدم نبود کیرمو گرفت دسش گفت چقد بزرگه اولش یاد نداشت ده دهنش جا نمیشدش گفتم شیدا دهنتو تا ته واز كو باز كد منم گذاشم دهنش بعد میخوردو من درد میکشیدم همش گاز میگرفت دیدم یواش میزنه موهايشع از پشت گرفتم هی عقب جلوش ميكدم تا خوب داغم كد بعد گفتم کافیه عزیزم حالا وقتشه سکس اصلی رو باهم کنیم خواستم پردشو بردارم که التماس ميكد نه نکن بزار ازدواج کنیم بعد منم گفتم پس از کون میکنمت گفت باشه اما دردم میاد بخاطر تو تحمل میکنم عشقم فقط زود تمام کنی منم رفتم ی روغن ماساژ اووردم همجاشو چرب كدم خوب رو کونشم ریختم از روغنا شرو كدم به انگشت كدن ده کونش اول با یه ناخنم كدم اهو نالش بزرگ شد اخخخخخخخخخخ اوخخخخخخخخ نیما بكشش گفتم عشقم تحمل کن هنوز اصله مطلب مانده گفت نميتانم که دو تا انگشت دیگمم كدم ده کونشو صفت كد منم سینه هاشو با ی دسم میمالیدم تا بدنش شل شد 2 یا 3 دقه عقب جلو كدم و دراووردمش کیرمو گذاشتم در سوراخ کونش با یه هول به هزار بد بختی جاش كدم اههههههه بلندی کشیدو منم تحریک شدم تن تن میکردمشو جا خوب باز شدو سوراخشم گشاد تر گریش درومده بود

‎بعد از 5 دقه كدن دسمو گذاشم روي کسش همراه با كدن میمالیدم ه دیدم داره اه میکشه میگه نیما دوست دارم جرم بده منم تو اون حالت میگفتم خواهرتو گاییدم شاه کونه منی تو تکی تو عشقم اه اخخخخخخخخ اهو ناله منم كشيده شده بود که گفتم ابم داره ميايه عشقم نمیشنید بسکه مست شده بود با سرعت شروع كدم ب كدن که اونم داد میزد اوووووووووووف اهههههههههههههه چ کیری اههههههههههه منم شهوتم خیلی زد بالا که با دوتا تلنبه بعدی ابم پر فشار ریخت ده کونش که ی جیغی زد که من جا خوردموترسیدم گفتم چت شد عزیزم گفت سوختم که من نميدانستم انقدر داغ میشه ادم در حال سکس كدن ما که دختر نیسیم اما دخترا میفهمن من چی میگم فک کنم خب بگذریم گذشت تا ديگر شدو من بردمش ده فرودگاه…یه لبه ناز خودش دادو رفت ازون روز روش دیگه با من باز شد مسيج سکسی میداد که بیا مره بكو ازین کسشرا هنوزم که هنوزه دوستشدارم تا شوه میرم یا میاد كونش ميكنم عشق بازی ميكنم . دوستتان دارم …

‎کیر مه و کس نسترن

سلام
‎حسام هستم ۲۰ ساله که مادرم یه دوس داره که اوره خاله صداش می‌زنیم دخترش دو سال ازمه كلان تره…
‎یه شب دراز کشیده بودم کهِ مسيج دیدم که برم امده بود نسترن بود که نوشته بود که حسام خیلی‌ وقت ندیدمته دلم برت تنگ شده عزیزم می‌خوام بوست کنم و منم گفتم منم همینطور ايي گپا برم عادي بود چون فقط در حد مسيج دادن بود ولی‌ باز مسيج داد که می‌شه واقعا لبتو ببوسم منم که حشرم زده بود بالا و کیرم راس شده بود گفتم آره گلم واقعا راس میگی‌ گفت آره الان دارم می‌میرم ده کسم پره آبه بیا خالیش کن پس تو به چه درد می‌خوری ؟! منم برش ‌مسيج دادم صبا اگه کسی‌ نیس خانتان بیام گفت چرا مادرم هس ولی‌ اگه نبود بت خبر میدم داداشمم که میره مكتب منم منتظر بودم که صبا ‌مسيج داد گفت بیام منم راه افتادم بده نیم ساعت رسیدم خانشان زنگ زدم دره باز كد رفتم بالا که دیدم وای چی‌ دارم میبینم حوریِ بهشتی‌ گفت بیا عزیزم بیا بغلم که دلم برت یه ذره شده بود منم شروع كدم به لب گرفتن…

‎نميدانيد چه حالی‌ میداد گفتم بریم حمام یه خورده تمیز باشیم اونم گفت منم تیغ دارم بیا پس بزن برم منم تیغه گرفتم دستمو كته هم همام برش شلورکشو كشيدم بعدش تاب و شرتش اینقده خیس بود که به کوسش چسبیده بود بزور اونم از پايش دراوردم سينه بندشه برش باز کردمو سینه ابريشه برش خوردم که داشت دیوونه میشد گفت چکار میکنی‌ می‌خوای وحشیم کنی‌ منم اهمیت نددمو میخوردم گفت بس الان مامانم ميايه پشممو بزن برش کل بدنشو سولاخ کونشه تمیز كدم اونم بره منو زدو تو همون‌جا کیرمه گذاشتم دهنش مس کیر نادیدها میخوردو میگف جونم آخ جون من دارم کیر میخورم نوش جونم منم که از خودم بیخود بودن نسترنو بغل كدم بردمش ده اتاق خوابوندمش گفتم حالا چیکار کنیم گفت نمیدونم بکن توم گفتم کست گفت آره من آرزومه گفتم پردت گفت اشکال نداره بار توِ دیگه منم ارام ارام کیرمو بردم ده کوسش کیه دفعه خون مس آتشفشان زد بیرون که داشت ازدرد پشتمو با ناخوناش جر میداد منم دیگه کیرمو در نياوردم هی‌ محکم تلمبه میزدم

‎عجب سوراخه تنگی داشت آبم داشت می‌امد که كشيدمش گفتم برگرد گفت نه هیکلم بهم میریزه منم گفتم برگرد همین یبار طوری نمی‌شه و اول با ناخن شصتم بد دو بعدشم سه ناخنمه كدم که داشت جیغ میزد منم کیر کلفتمو توش كدم اونم میگفت حسام جر خوردم بس دیگه وای چه کیری وای مردم منم آسان کار شده بودم و فقط می‌كدم که آبمو ده کونش خالی‌ كدم و بارش گردوندمو باز شروع كدم لب ‌ ساعت دیگه ۱۲ شده بوده برادرش محمدم داشت ميامد خانه باز یه چن دقیقه شروع كدم ده کوسش تلمبه زدن که ابمم داشت می‌امد گفتم آبم آبم گفت بریز توش بی‌خیال منم ریختمو یه آهی كشيد همون موقع آبه اونم امد گفتم نسترن آبمو ریختم که گفت میرم تبلت میخورم عزیزم منم کمکش كدم كالايشه برش پوشوندمو یه لب ازش گرفتمو ازش خدافظی‌ كدم. حالا باز اگه خانشان خالی‌ شد میگه دوباره برم خانشان …

‎دوستتان دارم فعلا خدانگهدار تا خاطرهٔ بعدی كته عشقم

‎نوشته:‌ حسام

گذاشتم تا ته بکنه ده کونوم

 

‎سلام

‎مه مرضیم ۳۲ سال دارم ۷ساله عروسی كدم شوهرم مرتضی ۳۷سالشه.خوشتیپ و خوش هیکل خودم پوستم سفید قدم۱۷۰…

‎شوهرم ده سکس خیلی عاشق کونمه.اما تا اونشب نتانسته بودم درست بهش حال بدم. میدادما اما نهایتا سرش میرف ده کونم اونم ايقه ناله و گریه ميكدم که کوفتش میشود. یه روز تصمیم گرفتم تا يك حال اساسی برش بدم. بعدازچاشت رفتم حمام و صاف و صوف كدم. خوب تمیز كدم خودمو. اومدم بیرون یه دامن تا بالای زانوم داشتم که قرمز آتیشی بود و با یه تاپ بدون سينه بند پوشیدم. آرایش هم كدم. شوهرم نزدیکای ساته ٩ امد. تا مره دید کیرش بلند شد برش نگفتم میخوام بهت کون بدم.
‎ نانه خوردیم دختر ريزمه خوابوندم و امدم کنارش نشستم. تا نشستم پیشش گف خانومی امشب عاروس شدی و دستشه گذاشت لای پام گفتم تو هم امشب داماد شدی و یه دفعه لبشه بوسیدم بغلم كد بردم ده اتاق روي تخت خواب شروع كد به مالیدن و خوردنم آخ سینه هايمه داشت میکند كته لباش امد دامنو در آورد و شروع كد به خوردن كوسم گفتم بزار داگی بشم و کسمو بخوری یه کم که خورد سرشه بردم طرف کونم گف جون به این کون و شروع كد به خوردنش حالا نوبت من بود که ساک بزنم.تند تند ساک زدم اومدم لبايشه خوردم و به پهلو خوابیدم و کونمو كدم طرف کیرش یه کم مالید لای کونم که کرمو دادم برش گفتم امشب این کون مال توعه داشت از خوشحالی سکته ميكد!
‎ با انگشت كد داخلش.درد داشتم اما وانمود كدم که دردم نمیاد تا حال کنه ناخنشه تا ته كد ده کونم و تو حال خودش بود.ناخنشه در آورد و کیرشو گذاشت در کونم .منم سرمو برگردوندم طرفش و با شهوت لبمو گاز گرفت که سرشه كد ده کونم.داشتم جر میخوردم اما تحمل كدم.فقط قربون صدقم میرف.میگف فدات شوم با این کون تنگت.فداش شوم که کیرمو داره میخوره.یواش یواش تا تهشو كد توش.داشتم میمردم.گفتم یه کم صبر کن.آروم که شدم خودم کونمو دادم طرف کیرش تا تلنبه بزنه.. اول ارام ارام بعد تند تند ميكد توش.
‎ همینطور که کیرش ده کونم بود برم گردوند خوابید روم سینه هانو گرفت و بدجور ميكدم آبش اومد ریخت ده کونم خیلی حال كد دیگه از اونشب به بعد هفته ای يك بار کونم میزاره دیگه راحت تر شدم آخه کونم گشاد شده البته اونم خیلی بیشتر هوامو داره

 

‎نوشته: مرضیه

لحظه ایی که عشقم پرده مه زد

 

‎من روزی ک كته عشقم کامران آشنا شدم فکرشم نميكدم كه يك روز شوهرم شوه و انقدر عاشقش باشم….. شاید باورتون نشه اما اولین سکس ما شب عقدما بود و ده دوستی رابطمون در اون حد نبود خوب من کل بدنمو لیزر كدم و نیازی به اپلاسیون نبود.اون روز 4شنبه 28 جوزا بود بعد شيرين خوري (که جشن نداشتیم ) رفتیم محل کارمون دو تایی با هم دفتر طراحی داشتیم و اونجارو به سلیقه ی خودما چیده بودیم منم چون هنر خاندم از همون اول سقف اتاق خودمون و آینه زده بودم کلی به اون اتاق رسیده بودم… ک خودش کلی تحریک کننده بو وقتی موقع سکس تو آیینه ببینی خودتو…
‎ من ی شورت backles سيله پوشیده بودم كته سينه بند سيا با یه کفش بوتبراق 12 موهامم ک بخاطر شيرين خوريم لخت لخت كده بودم و دورم بود تا کمرمه…. خودم قدم زیاد بلند نیست 166 وزنمم 54کیلو است سینم 80 و شیکم تخت باسنم خیلی بزرگ نیست با هیکلم جوره… چون تجربه ای نداشتم به لطف فیلم و دوستام سعی كدم بهنرین باشم بره کامران.. الهی قربونش برم اونم هنوز کت و شلوار سياشه بدل نكده بود… اونجا ی كوچ بود که تخت شو بود من رفتم آب بخورم ک وقتی برگشتم دیدم کامران بازش كده نشستم پیشش و واسش عشوه امدم و کلی حرف عاشقونه… که به خودم اومدم دیدم ده بغلشم و داره لبامو میخوره من عاشق لباش بودم عاشق همه چیش ازدید من فوق العاده ترین مرد دنیاست جوری مکیدم لباشو ک انگار اولین بار بود میبوسیدمش..

‎ما جفتمون سکس وحشی و ترجیح میدیم محکم لبای همو میخوردیم جوری ک کامل کبود بود لبايما اومد سمت گردنم داشت کل بدنمو میخورد و میبوسید خیلی لذت داشت تو اوج بودم هم عشق بازی هم بودن… جوری سینه هامو چنگ میزد ک از دردناله هام کل اتاق و پر كده بود ما چون 1سال دوس بودیمو قبل شيرين خوري فقط داشتیم خیلی هول بودیم کم کم رفت سراغ شورتم با دست از رو میمالیدش…من دیگه کم مونده بود بيهوش شوم آخه هردويما جوزا ماهی و فوق العاده hot دوس نداشتم کسمو بخوره فقط بوسیدش لباساشم ک از قبل وقتی امدم اتاق دیدم در آورده افتادم به جون کیرش از نوکش شروع كدم خوردن میکش میزدم با زبون باهاش بازی ميكدم موهامو گرفته بود دوره دستش م سرمو هول میداد سمت کیرش جوری ک ب ته حلقم میخورد 22 سانت بلندیش بود ک کامل جا نمیشد تو دهنم کفتیشم ک عالی

‎دیگه داشت ميترقيد ک اومد روم دیگه چون من ترسیده بودم یکم آروم تر شد بوسیدتم و گفت عشقم قول میدم دردت نیاد بقلش كده بودم سرش و گذاشت دمه سوراخم و آروم فشار داد واییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی هم لذت هم درد حس خیلی عجیبی بود یکم بیشتر فشار داد و من بلند آه میکشیدم گذاشت چند ثانیه تو موند ک عادت کنم تو اون فاصله میبوسیدتمو بهم میگفت قربون خانم خشگلم برم… دوست دارم مقبولم…و یواش درش آورد سوزش داشتم روی کیرش خونی بود..اما دیگه حال كده بودم شرو كد به تلمبه زدن…. باور کنین ی چیزی حدود 30 دقیقه داشت میزد که گفت داره مياد بعدش ک اومد و چون کیرش خونی بود با دستمال پاک كد ودو تایی رفتیم ی دوش گرفتیم و اومدیم کنار هم دراز کشیدیم تو بغل هم وای آرامشی ک تو بغلش دارم و با هیچی عوض نمیکنم….. ببخشید بچه ها طولانی بود چون تقریبا اولین تجربه ی کامل سکسیم بود دیگه…. امید وارم فقط با عشق واقعیتون تجربش کنید عالیههه

سکسی گپ در نظر دارد تا داستان ها، خاطرات، عکس ها و ویدیو های سکسی شما عزیزان را منتشر کند.
همچنین با این شماره میتوانید از خدمات سکسی سایت سکسی گپ دات کام نیز بهرمند شوید.
با  این شماره در وایبر، واتس آپ، و تلگرام در تماس باشید:

+93765154272

سکسی گپ، اولین سایت خدمات دهنده سکسی در افغانستان!

‎وقتی بهار از مكتب رخصت شد و در خانه كدمش كته كالاي مكتب

‎بهار دختر خاله ي منه و ٣ سال از مه كوچيكتره. تك فرزند خانس، دختريه قد بلند كته موهاي قهوه ايي تيره و پوست روشن. تقريبا ٢ سال پيش یه بعد از ظهرپاييزي بود كه تماس گرفتن و گفتن يكي از اقوام فوت شده، بلافاصله مادرم و همه ي خانواده سر سركي حاضر شدن و رفتن خانه ي اون طرف كه مرده بود! قبل رفتن خالم از مه خواست تا برم دنبال بهار و بعد از تعطيل شدنش از مدرسه بيارمش خانه ي خودمان تا شب بيان دنبالش و يا اگه دير شد فردا از خانه ي ما بره مدرسه. من قبلن بهار رو يه چند دفعه ايي ده مسافرت ها به زور بوسيده بودم و يا يك دفعه ده جنگل موقع دستشويي كونش رو ديده بودم. اون روز بعد از ظهر كته ماشين مادرم رفتم دم مدرسه دنبالش. بعد از كلي پز دادن جلوي دوستاش سوار ماشين شد و جلو نشست، توضيح دادم كه بايد امروز بيايه خانه ي ما؛ اون هم گفت: پس بايد برم خانه تا لباس هامُ عوض كنم و كتابهاي فردام ره بردارم!

 

 

‎ ده موتر تمام مسير كته رون هاي پايش و برجستگي سينه هاش خيال پردازي ميكدم. بلاخره رسيدم خانشان و رفتيم بالا. بدون معتطلي رفت ده اتاقش و مانتوش رو در آورد. زير مانتو يك تيشرت زرد نازك پوشيده بود كه سينه بندش هم ديده ميشد. وقتي خم شده بود و دنبال كتابهاش ميگشت به كونش و موهاي طلائي كمرش خيره شده بودم و دنبال بهانه بودم تا بقلش كنم يا ببوسمش كه يهو گفت: برو بيرون ميخوام كالايمه بدل كنم. برش گفتم باشه فقط يك دقيقه چشمات رو ببند يك چيزي بدم ميرم! پرسید چی؟گفتم ببند! چشماشو بست، من هم خودم رو چسبوندم بهش و چند دفعه ازش لب گرفتم و گفتم همین! چشمهاش رو باز كد، و همينطور كه دور دهنش رو پاك ميكد به سمت ميز آينه رفت و گفت خب حالا برو ديگه!! گفتم يك دقيقه! يك دقيقه نشد كه! جلوي آينه از پشت بقلش كدم، دستم رو از رو نافش بردم روي كسش و دم گوشش گفتم تو خيلي مقبولي! داد زد: ولَم كن… به جلو خم شد و سعي كرد دستم رو از رو كسش بر داره ولي با خم شدنش كيرم از رو شلوارش گير كد وسط كونش، منم بيشتر دستمُ رو كسش فشار دادم و دوباره دم گوشش آهسته گفتم: عشقمي تو … با تقلا و بدون مقاومت فقط گفت ول كن! لپشرو بوسيدم و گفتم الان ميرم…

 

 

‎هنوز دستم رو كسش بود، انگار داشت شهوتي ميشد، ديگه چيزي نميگفت. چند دقيقه اي همينطوري جلوي آينه بقلش كده بودم و با يك دست از روي اون شلوار سياي نازك مدرسه كسش ره ميماليدم و با دست ديگه سينه هاش رو گرفته بودم. بدون اينكه متوجه بشه آهسته دكمه ي شلوارم ره باز كدم، شلوارم رو تا نصفه كشيدم پايين و كيرم ره از رو شرت به كونش ميماليدم. اينقدر شهوتي شده بود كه صداي نفس نفس زدن هايشه ميشنيدم ولی حواسش رو با وسایل روی میز پرت ميكد وقتي با پچ پچ ازش ميخواستم پاهاش ره باز كنه يا خودش رو به جلو خم كنه بدون هيچ مقاومتي قبول ميكد گاهي هم خودش گردنش رو به سمتم خم ميكد تا گردنش ره ببوسم؛ ولي يكدفعه انگاري كه ارضاع شده باشه يا ترسيده باشه!!! چرخيد و گفت: بسه ديگه برو الان يكي مياد! گفتم هيچ كس نمياد همه رفتن خانه … تا شب هم نميان؛ دستش رو كشيدم و رو تخت خوابش دادم و خوابيدم رويش، با پاهام پاهاش رو باز كدم و تند تند شروع كدم به بوسيدن و خوردن گردنش. كمر شلوارش از اين كشي ها بود. آروم دستم ره از رو كسش بردم بالا به سمت نافش تا شلوارش رو بكشم پايين ولي نذاشت، منم تيشرت ره در آوردم و گفتم اينطوري اگه كسي هم بياد من سريع ميرم دستشويي تو هم لباس هاتُ عوض كن. تند تند ميبوسيدمش و سينه هايشه ميماليدم. چرخوندمش و گفتم ببين من با شرتم پس تو هم بايد با شرت بشي، گفت: نميخوام پاشو تو الان يكي مياد بسه ديگه! گفتم زود تموم ميشه. به زور شلوارش رو كشيدم پايين. رنگ شورتش، رون هاي سفيدش و برجستگي كسش بدجور وحشيم كده بود. دستم ره كدم ده شورتش ولي خواست بلند شوه كه نذاشتم و زد زير گريه تو رو خدا بسه ديگه برو الان يكي مياد… دستش رو گذاشت روي كسش، داد زد تو رو خــــدا. شورتش رو با زور كشيدم پايين. خوابيدم روش و گفتم طوريت نميشه، اشكالي نداره نترس الان تمام ميشه. يك دفعه ايي چشمم افتاد به كرم روي ميز آينه!!! چرخوندمش برش گفتم پاهايته باز كن الان تموم ميشه، باز نكد! منم به زور پاهاش ره باز كدم يك كم كرم زدم به كيرم و انگشتم ره ماليدم به سوراخ كونش، تا خواست بلند شوه خوابيدم روش و دم گوشش گفتم توش نميكنم فقط لاپايي بخدا! داد زد ولَم كن كثافط… گفتم الان تموم ميشه، خوابيدم بودم روي كونش و اون داد ميزد و گريه ميكد تو رو خدا يك طوريم ميشه…بخه… داد ميزد بخه… يك دقيقه بخه… تو رو خدا!

 

 

‎با صدای خواهش هاش بیشتر شهوتی میشدم و کیرم ره لای پاش و روی سوراخش عقب جلو ميكدم، داشت سر كيرم ميرفت تو و آبم ميومد كه داد زد آخ… خودش ره چرخاند و آبم ريخت لاي پاش و مثه جنازه افتادم روي تخت كنارش…

***

‎تمام اين اتفاقات ده كمتر از ٢٠ دقيقه رخ داد

سکسی گپ در نظر دارد تا داستان ها، خاطرات، عکس ها و ویدیو های سکسی شما عزیزان را منتشر کند.
همچنین با این شماره میتوانید از خدمات سکسی سایت سکسی گپ دات کام نیز بهرمند شوید.
با  این شماره در وایبر، واتس آپ، و تلگرام در تماس باشید:

+93765154272

سکسی گپ، اولین سایت خدمات دهنده سکسی در افغانستان!