گروپ سکسی گپ

عاشق شدم داستان سکسی افغانی

💦💋سایت فقط Gap3xy.com💋💦 ۱۹ ساله استم پوهنتون به یک شهر دیگه قبول شدم تا به حال دوست پسر نداشتم و این چیزها را بد میدانستم اما از جنس مخالف بدم نمیامد. در اینستگرام فعال بودم صورت سبزه دارم قدم هم بلند نیست همه میگن برم مقبولک میگویند سنم هم کم میخوره بخاطر صورت گردم خودم […]

داستان سکسی افغانی؛ عشق کیر

💦💋سایت فقط Gap3xy.com💋💦 سلام این داستان مربوط میشه به یکی از خاطره های کون دادن من که گی میباشد پس اگر از گی خوشتان نمیایه نخوانید من زلگی ۲۰ ساله از قندهار با قد ۱۷۵ وزن ۶۷ و بدن سفید و صورت برنزه از خُردی به خاطر کون گردم زیاد دست مالی میشدم ۱۰ ساله […]

پای زینب، داستان سکسی افغانی

💦💋سایت فقط Gap3xy.com💋💦 یکسال بود از شوهرم جدا شده بودم در عین حال که پدر و مادرم پشتم بودند بسیار هم کنترلم میکردن، تصمیم گرفتم با مسیح پسر ۳ ساله ام جدا زندگی کنم با پولی که گرفته بودم پشتوانه مالی خوبی داشتم. دنبال یک خانه گشتم تا بلاخره پیدا کردم، خانه یک طلافروش ۴۰ […]

سكس مه كته دوسته خواهرم به بهانه ويندوز بدل كدن

نامم وحید و۲۷سالمه و خیلی داغ و حشري هستم.لیلا هم همیشه جلوی من راحت میگرده ( دوست خواهرم نامش ليلاس) چون مره به چشم همون پسرريزه گك میبینه که سالها پیش وقتی پیش وقتی ميامد خانه و مره میدید.منم از این فرصتها که بلد بودم به خوبی استفاده ميكدم و دیدش میزدم.یادمه یك روز خانه […]

‎اولین سکسم كته شیوا

  ‎سلام به همه .من نیما 22 از جاغوري هستم این سکس بر میگرده به زمانی که من 18 ساله بودم که واقعا ده کف هر دختری ک میدیدم بودم ‎یه روز مه توی يك گروه داشتم چت میکردم که مخ یه دخترو کار گرفتم که با هزار بد بختی تانستم با اون دختر دوست […]

داستان سکسی افغانی؛ کون دادن منصوره

کــون دادن منصوره سلام من منصوره استم ۳۰ ساله ۵ سال میشه که عروسی کردم. زندگی خوبی دارم و شویم فرهاد هم مرد خوب و مناسب است اما یک مشکل در رابطه جنسی داریم، این است که فرهاد خیلی دلش میخواست کـُونم بکنه و من هم میترسیدم فرهاد خیلی داغ و حشری است شاید هزار […]

داستان سکسی افغانی؛ عشق بهتر از سکس است

سایت فقط سکسی گپ سلام اول از خودم میگم نامم عایشه است ۱۷ساله، وزنم ۵۸ و قدم۱۶۹! بدن کشیده و خوش فرم دارم وکون برآمده گوشتی و چشم هایم و موهایم هم جیگری است و لب هایم هم خوردنی (مردم میگن تعریف از خودم نیست) و سینه های سایز ۷۰! بگذریم من اول قضیه را […]

داستان سکسی افغانی؛ گاییدن نسیمه شهوتی

گاییدن نسیمه شهوتی همین چند روز نامزادی بچه کاکایم بود همه رفته بودن من هم به خاطر کار فقط همان یک روز را رخصتی گرفتم که برم و پس بیایم خلاصه دکان لباس فروشی دوستم رفتم یک جوره کالای مدل روز ازش گرفتم برش گفتم میخوایم نامزادی برم گفت: مسعود جان من موتر را کار […]

داستان سکسی افغانی؛ داستان من و استادم

🔞 دانشگاه 🔞 (برای حفظ حریم خصوصی افراد داستان، تمامی اسامی تغییر داده شده) وقتی آن روز صبح پوهنتون رفتم اصلا تصور نمیکردم چی ممکنه منتظرم باشه و چه اتفاقاتی آن روز قراره برای من بیفته! من مهتاب هستم، آن زمان 28 ساله بودم و محصل ماستری یکی از دانشگاه های کابل، از خورد سالی […]

داستان سکسی افغانی؛ کیف کردن با خانم داکتر

داستان: کیف_کردن_همرای_خانم_داکتر سلام دوستان نام من جاوید است و 25 سال سن دارم این داستان خاطره نیست میخوایم دنیای زیبایی خودم را برای تان تعریف کنم دوستم سکرتر کلینیک بود یک روز پیشش رفتم عصبی بود، گفتم: چی گپ شده قصه کرد که با داکتر مشکل داره میخواهد کارش را ترک کنه ازم پرسید که […]

داستان سکسی افغانی؛ یک روز عالی با دوست دختر سابق و نامزد فعلی

سلام داستانی که میخوایم بگم اتفاقی است که برم پیش آمده و هیچ اجباری نیست که دروغ بگم یا لاف بزنم کنم! فقط محض احتیاط اسم ها را اختصاری میگم… اسمم امید 22 ساله با قد و بدن معمولی نه سیکس پک دارم نه شکم ام 2 متر پیش تر از خودم آویزان است! چند […]

داستان سکسی افغانی؛ حال کردن با دخترخاله

حال کردن با دخترخاله 1394/12/11 سلام… من خالد استم. دفعه اول است که داستان مینویسم، البته بهتر است بگم خاطره، قسم میخورم که این ها، چیزی جز حقیقت نیست. این خاطره مربوط میشه به چهار سال پیش، زمانی که من صنف یازدهم بودم. ما ساکن شهر غزنی بودیم، ولی همه ی اقوام ما کابل بودند. […]

داستان سکسی افغانی رییس بداخلاق و سکرتر مهربان

ﺭﺋﯿﺲ ﺑﺪﺍﺧﻼﻕ ﻭ سکرتر ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺳﻼﻡ ﺑﻪ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺷﻬﻮتی ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻣﻦ ﮐﺎﻣﻼ حقیقی است ﺧﻮﺍﻫﺶ میکنم ﺑﻪ ﺑﺰﺭگواری ﺧﻮﺩتاﻥ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺍگر کم و کاستی ﺩﺍﺷﺖ داستان ﺍﺯ آﻧﺠﺎ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻃﯽ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺑﺪﻟﯿﻞ نداشتن ﺗﻔﺎﻫﻢ ﺑﺎ هم جنگ کردیم و ﺑﻪ خاﻧﻪ پدرش ﺭﻓﺖ ﻭ حالا ﺣﺪﻭﺩ 2 ﺳﺎل […]

داستان ملا محمد جان

داستان ملا محمد جان سرود ملامحمدجان در بیان سوزِ دل عایشه، دختر عاشقی است که نذر گرفته در ایام نوروز به مزار شریف برود و در جوار آرامگاه مولا علی دعا کند، تا آرزویش که رسیدن به ملامحمدجان است برآورده گردد. در رابطه با داستان عاشقانه عایشه و ملامحمدجان در کتاب‌های مربوط به تاریخ هرات […]

داستان سکسی افغانی؛ هرچه خشن تر بهتر

هرچه خشن تربهتر سلام دوستای گلم من لیلما استم و میخوایم داستان سکس هایم را با شوهرم برای تان بگویم من قدبلندی دارم و وزنم هم متناسب قد ام است همیشه مادرم میگه باید کمی لاغر شوم ولی واقعا نمیتانم من قدم 175 و وزنم 65 ران های بسیار گوشتی دارم بخاطره اینکه بدنسازی کار […]

داستان سکسی افغانی؛ سکس محصلی در ننگرهار

ﺳﮑﺲ محصلی ﺩﺭ ننگرهار 1393/9/14 ﻣﯽ ﺧﻮﺍیم ﺑﺮتاﻥ ﯾﮏ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺳﮑﺴﯽ ﺑﮕﻢ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺯﻣﺎﻥ محصلی است، ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﻭ ﻋﺎﺩﯼ است ﻭ ﺣﻮﺍﺩث ﻋﺠﯿﺐ ﻭ ﻏﺮﯾﺐ ﺩﺍﺧﻠﺶ ﻧﯿﺴﺖ. ﺩﺭ ﺯﻣﺎنی که محصل بودم، ﻫﻨﻮﺯ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﺩﺧﺘﺮ ﻭ ﭘﺴﺮ ﻋﺎﺩﯼ ﻧﺒﻮﺩ، ﺧﺼﻮﺻﺎ در ننگرهار ﮐﻪ ﻣﻦ محصل ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮﻫﺎﯼ محلی ﻧﮕﺮﺍﻥ […]

داستان شکست عشقم

  جالب. است. داستان شکست عشقم تا آخر بخوانین عشق اول مه از يك نمبر ناشناس شروع شد كه يك دختر اشتباهى برايم زنگ زد 😘😘❤️❤️ : : : : اول دوست شديم بعد عاشق همدیگه، يك سال هر شب تا صبح در موبايل صحبت ميكرديم. 😘😘 بلاخره تصميم گرفتيم كه يك نظر همديگر را […]

داستان سکسی افغانی؛ بهترین سکس زندگی ام

🍂دختر خاله های شوخ اولین سکس من در دوران کودکی آن هم با دو تا از دختر خاله های شوخکم بود، البته چیزی از سکس نمیفهمیدیم، ظاهراً شوی خالم پیش روی شان خاله مرا میگایید، آن ها هم فکر میکردند بازی است، باز آمدند مرا گپ دادند و در حقیقت آن ها مرا کردند، جالب […]

داستان سکسی افغانی؛ سکس رویایی با بچه کیر کلان

داستان سکسی افغانی تابستان ٩٤ بود كه با دوستایم تصميم گرفتيم شمال چکر برویم، از خودم بگم قدم ١٧٣ وزنم ٥٥ پوست سفيد و موهاي طلايي و چشمهاي سبز دارم كه هر پسري را جذب ميكنه از بحث دور نشويم، روز موعود رسيد و ما بار و وسايل را جمع كرديم و حركت كرديم طرف […]

داستان سکسی افغانی؛ عاشقانه های سپوژمی و رامین

عاشقانه های سپوژمی و رامین هوای داشت تاریک میشد دمای خانه خیلی ملایم شده بود دلم میخواست یک نور کم فضا را رمانتیک کنه دوست نداشتم یک لحظه فرصت را از دست بدم و از رامین دور شوم ولی رامین اصرار داشت که بره غذا بخره دلم گرفته بود از اینکه قراره در خانه تنها […]



  • تگها