گروپ سکسی گپ

بر سرم کوس، کون و پول می بارید داستان سکسی افغانی جدید

بر سرم کوس، کون و پول می بارید!!! فرستنده، فرخ، ناشناس!!! سکسی گپ، اولین مجله ی سکسی در افغانستان! داستانی را که می خوانید شش سال پیش رخ داده است. نامم فرخ پندار است، سنم ۲۷ ساله است، قد میانه دارم، جلدم سفید است و موها، ابروها، مژه ها، چشم ها و موهای بدنم بسیار […]

خیانت سکسی پسر شهوتی به دوست نزدیکش داستان سکسی افغانی جدید

خیانت سکسی پسر شهوتی به دوست نزدیکش!!! فرستنده، شهزاد، ناشناس!!! سکسی گپ، اولین مجله ی سکسی در افغانستان! داستان ۵ سال پیش رخ داده بود، نام منِ خیانت کار شهزاد است و تازه سنم ۲۵ ساله شده است، با مشخصات بدنی چون، قد میانه، جلد سفید، موهای قهوه یی متمایل به خُرمایی و اندام ورزشی […]

ذخیره شدن شهوت در بدن زن و شوهر داستان سکسی افغانی جدید

ذخیره شدن شهوت در بدن زن و شوهر!!! فرستنده، نیلوفر، ناشناس!!! سکسی گپ، اولین مجله ی سکسی در افغانستان! بیش تر از یک سال می شود که متهل شده ام و از زنده گی خود راضی هستم، شوهرم راننده موتر (ماشین) های بزرگ باربری (کامیون) است و او گاهی تا یک ماه به خانه نمی […]

دختری که خواستگار نداشت داستان سکسی افغانی جدید

دختری که خواستگار نداشت!!! فرستنده، مهران، ناشناس!!! سکسی گپ، اولین مجله ی سکسی در افغانستان! نام من مهربان است، سنم ۲۶ ساله می باشد، با بدن بزرگ، قد بلند، سفید پوست و با موها و چشمان قهوه یی هستم، متهل و فرزنددار می باشم، باسواد هستم و در یک شرکت خصوصی کارمند هستم و اقتصادم […]

نخستین تجربه سکسی ام داستان سکسی افغانی جدید

نخستین تجربه سکسی ام!!! فرستنده، فرزاد، ناشناس!!! سکسی گپ، اولین مجله ی سکسی در افغانستان من یک آدم معمولی هستم، شغل آزاد دارم، مجرد می باشم و در یک گوشه ی از شهر دُکان دار می باشم. زمانی که انسان بالغ می شود آتش شهوت فکر را همیشه مغشوش می کند و بدون جنس مخالف […]

افسانه پرده دختری اش را دوباره دوخت داستان سکسی افغانی جدید

افسانه پرده دختری اش را دوباره دوخت!!! این داستان از دوباره دوختن پرده بکارت حکایت می کند. فرستنده، افسانه، ناشناس!!! سکسی گپ، اولین مجله ی سکسی در افغانستان! نام من افسانه است، سنم ۲۸ ساله می باشد، قدم میانه است و وزنم مناسب می باشد، جلدم سفید، موها و چشمان سیاه دارم، متهل هستم و […]

داستان مرد افغانی که نمی تواند زنش را حامله کند

داستان مرد افغانی که نمی تواند زنش را حامله کند!!! فرستنده، مهرداد، ناشناس!!! سکسی گپ، اولین مجله ی سکسی در افغانستان! نام من بدبخت مهرداد است، سنم ۳۰ ساله می باشد، کوچک اندام هستم، با نژاد افغانستانی و پوست گندمی و با موهای سیاه هستم، مکتب را تا صنف ششم خوانده ام، چون بعد از […]

ذخیره شدن شهوت در بدن داستان سکسی افغانی جدید

ذخیره شدن شهوت در بدن!!! فرستنده، نیلوفر، ناشناس!!! سکسی گپ، اولین مجله ی سکسی در افغانستان! بیش تر از یک سال می شود که متهل شده ام و از زنده گی خود راضی هستم، شوهرم راننده موتر (ماشین) های بزرگ باربری (کامیون) است و او گاهی تا یک ماه به خانه نمی باشد، من با […]

دختر پول پرست و پسرباز افغان داستان سکسی افغانی جدید

دختر پول پرست و پسرباز افغان!!! فرستنده، شکیب، ناشناس!!! سکسی گپ، اولین مجله ی سکسی در افغانستان! نامم شکیب، سنم ۲۶ ساله، با بدن معمولی، متهل و کارمند یکی از وزارت خانه هستم و یک تا پسرک هفت ماهه دارم. من در سن ۱۹ ساله گی وارد دانشگاه شدم، یکی از هم صنفی هایم نرگس […]

زن و شوهری که از جسم و روح یک دیگر خویش بسیار لذت می برند

زن و شوهری که از جسم و روح یک دیگر خویش بسیار لذت می برند!!! فرستنده، فرزانه، ناشناس!!! سکسی گپ، اولین مجله ی سکسی در افغانستان! اگر این داستان را تا آخر بخوانید پشیمان نمی شوید. مهم نیست که خودم را برای تان معرفی کنم، تنها می خواهم همین قدر برای تان بگوییم که من […]

درد پاره شدن پرده بکارت چه اندازه می باشد؟!!! سکسی گپ افغانستان

درد پاره شدن پرده بکارت چه اندازه می باشد؟!!! فرستنده، زیبا، ناشناس!!! سه سال می شود که من عروسی کرده ام و از زنده گی مشترکم صد در صد راضی هستم. خدا مرا به عالی ترین مرد زمین رو به رو کرده است، شوهرم مرد منطقی، باسواد، مهربان، بااحترام و عاشق من و زنده گی […]

تأثیرات بد سکس کردن در برابر چشمان کودکان افغان داستان سکسی افغانی

تأثیرات بد سکس کردن در برابر چشمان کودکان افغان!!! فرستنده، بهرام، ناشناس!!! من بهرام هستم، سنم ۲۲ ساله می باشد، با قد میانه، جلد گندمی و نژاد افغانستانی، موهایم سیاه اند و کمی چاق می باشم، زیبایی چهره ام معمولی می باشد، مجرد هستم و سال آخرم در دانشگاه در رشته ادبیات می باشد. من […]

مجله های سکسی داستان سکسی افغانی از مجله ی سکسی گپ

مجله های سکسی!!! فرستنده، نگینه، ناشناس!!! نگینه هستم، سنم ۲۷ ساله می باشد، قدم کمی بلند است و کمی چاق نیز هستم، جلدم سفید و موهایم خُرمایی می باشند، مکتب را تا صنف هشتم خوانده ام و خواندن و نوشتن را خوب بلد هستم، این داستان چند سال پیش رخ داده بود. تازه سنم ۱۸ […]

فریدون با کوس کردن زنان بدکاره زنده گی اش تباه گردید! داستان سکسی افغانی

فریدون با کوس کردن زنان بدکاره زنده گی اش تباه گردید!!! فرستنده، فریدون، ناشناس!!! نام من فریدون می باشد، سنم ۳۶ ساله است، قد بلند، لاغر اندام، پوست بدنم سفید و موهایم سیاه می باشند، چهره معمولی دارم و متهل هستم و چهار تا فرزند نیز دارم. من می خواهم داستان تباهی ام را با […]

کیر کوچک داستان سکسی افغانی جدید

کیر کوچک!!! فرستنده، فردوس، ناشناس!!! نامم فردوس است، سنم ۳۰ ساله می باشد، با قد کوتاه، جلد گندمی و با وزن ۸۰ کیلوگرام می باشم، شغل آزاد دارم و اقتصادم خوب می باشد، متهل هستم و سه تا فرزند دارم و از زنده گی ام صد در صد راضی می باشم. تازه سنم ۲۰ ساله […]

زنی که از پیش شوهر مرده گاوش فرار کرد داستان سکسی افغانی جدید

زنی که از پیش شوهر مرده گاوش فرار کرد!!! فرستنده، نازنین، ناشناس!!! نامم نازنین می باشد، سنم ۲۶ ساله است، با قد میانه، پوست سفید، موهای خُرمایی، کمی چاق و نسبتا زیبا نیز می باشم، مکتب را تا صنف ۹ خوانده ام چون پدرم آدم سنتی بود دیگر مرا نگذاشت که به درس هایم ادامه […]

آب منی داستان سکسی افغانی جدید

آب منی (آب کیر)!!! فرستنده، لیلا، ناشناس!!! وقتی که من عروسی کردم از چیزهای که بین زن و شوهر رخ می داد چیزی را نمی دانستم و خیلی چشم بسته بودم، حتا نمی دانستم که چه چیز باعث حامله شدن زن می شود، اما شوهرم برعکس من همه چیز فهم می باشد چون او پیش […]

داستان سه شب اول عروسی ام قسمت سوم افغانی

داستان سه شب اول عروسی ام قسمت سوم افغانی من پیش از عروسی لذت زنده گی مشترک را درک نمی کردم، یعنی زن و مرد به هم دیگر به شدت نیازمند هستند و زنده گی یک انسان چه مرد باشد و یا چه زن با عروسی تکمیل می شود، به ویژه سکس کردن به زن […]

داستان سه شب اول عروسی ام قسمت دوم افغانی

بر سر تخت دراز بکش، آمد تمام بدنم یعنی همه جاهای بدنم را مالید، بوسید و چوشید به ویژه از لیسیده شدن شکمم خیلی لذت می بردم، وقتی که دید من کاملا شهوتی شده ام از رَوَک میز واسلین یا وازلین طبی را آورد که قبلا خریده بود، شروع کرد به چرب کردن همه جاهای […]

داستان سه شب اول عروسی ام قسمت اول افغانی

داستان سه شب اول عروسی ام!!! شوهرم بهشت زمینی ام می باشد!!! کسی که این داستان را نخواند سخت زیان می کند!!! فرستنده، شبانه، ناشناس!!! (داستان کوتاه شماره دوازدهم) پیش از شروع این داستان می خواهم یاد آورم شوم که گفتن این داستان خیانت به شوهرم نیست فقط هدف من از گفتن این داستان این […]



  • تگها