گروپ سکسی گپ

تابستان گرم!!!

تابستان گرم!!! سکسی گپ، اولین مجله ی سکسی در افغانستان! فصل تابستان بود و هوا خیلی گرم شده بود، یک زن به خانه خواهرش به مهمانی رفت، شوهر خواهرش دارای سه زن بود و اقتصادش خوب نبود و یک تا اتاق داشت که همان اتاق هم مهمان خانه بود، هم اتاق عمومی و هم اتاق […]

تاریکی و برادر ملا نصرالدین!!!

تاریکی و برادر ملا نصرالدین!!! سکسی گپ، اولین مجله ی سکسی در افغانستان! برادر ملا نصرالدین دوست نداشت در تاریکی با زنش سکس کند اما، زنش همیشه در هنگام سکس کردن چراغ را خاموش می کرد و اتاق را کاملاً تاریک می کرد که این کار شوهرش را عذاب می داد، در نتیجه آن مرد […]

فلج شدن کیر!!!

فلج شدن کیر!!! یک پسرک به نزد مادر کلانش آمد و گفت، مادر کلان جان امروز مرا یک مرد کون کرد! مادر کلانش گفت، وای چه طور امکان دارد که کسی قوم سادات را کون کند، یعنی هر کس که قوم سادات را کون کند کیرش فلَج و یا خشک می شود، پسرک جواب داد […]

تاریکی و برادر ملا نصرالدین

تاریکی و برادر ملا نصرالدین!!! برادر ملا نصرالدین دوست نداشت در تاریکی با زنش سکس کند اما، زنش همیشه در هنگام سکس کردن چراغ را خاموش می کرد و اتاق را کاملاً تاریک می کرد که این کار شوهرش را عذاب می داد، در نتیجه آن مرد تصمیم گرفت که از این بُن بست و […]

تابستان گرم!!!

تابستان گرم!!! فصل تابستان بود و هوا خیلی گرم شده بود، یک زن به خانه خواهرش به مهمانی رفت، شوهر خواهرش دارای سه زن بود و اقتصادش خوب نبود و یک تا اتاق داشت که همان اتاق هم مهمان خانه بود، هم اتاق عمومی و هم اتاق خواب؛ سرانجام شب شد و همه خوابیدند، نیمه […]

ویدیوی بیهوش شدن بچه اندونیزیایی بعد از خواندن کلمه

ویدیوی گپکای زیر شرتی دختران افغان در رادیو تلویزون آریانا

ویدیو کوسشعر خوانی یک پیرمرد افغان

در این ویدیو شما یک مرد افغان را در یک مهمانی میبینید که در حال کوسشعر تفت کردن است. این ویدیو را یکی از مخاطبین مجله سکسی گپ برای ما ارسال کرده است. سکسی گپ در نظر دارد تا داستان ها، خاطرات، عکس ها و ویدیو های سکسی شما عزیزان را منتشر کند. همچنین با […]

جوک های سکسی افغانی قسمت دوم

#که_نداری_زن تا میتوانی جرق بزن دست راست مانده شد با دست چپ بزن گر نداری پیسه صابون با شامپوی گلان_بزن #یاد__امی_شامپو_بخیر یک مزاق روا باشه یک خاطره از دوران پوهنتونم.! یک دختری را دوست داشتم 50 افغانی از جیب خود کشیدم و شماره مبایل خود را بر روی آن نوشتم و بعداً به همان دختر […]

جوک های سکسی افغانی

وقتی تلفن همراه پیرمردى که در ملی بس کنارم نشسته بود زنگ خورد … #پیرمرد به زحمت تلفن را با دستهاى لرزان از جیبش بیرون آورد ، هرچه تلفن را در مقابل صورتش پیش و پس کرد نتوانست اسم تماس گیرنده را بخواند … طرف به من کرد و گفت ببخشید ، چی نوشته ؟ […]



  • تگها