با مردان شهوت ران چه باید کرد؟!!!

پیش از شروع بحث اول یک داستان تاریخی را بخوانید.
در زمان های گذشته یک پادشاه وفات کرد و از آن پادشاه دو پسر به جا ماند، بر طبق معمول پسر بزرگ پادشاه و جانشین پدرش شد، اما این پادشاه هیچ علاقه ی به حکومت نداشت و همیشه به بلاگی زنان و دختران فکر می کرد و خیلی به این بلاگی شان اهمیت می داد، به برادرش گفت که، من پادشاه هستم و تو معاومنم باش و امور حکومت داری را تو به پیش ببر و مرا بگذار که از زنده گی ام لذت ببرم؛ بعد از آن، پادشاه از سراسر کشور زیباترین دختران را جمع کرد و در یک قصر خیلی عالی آن دختران را ساکن ساخت.
این پادشاه چهار تا کار داشت که در هر شبانه روز این کارها را می کرد؛ سر شب خیلی غذاهای عالی و دواهای گیاهی سکسی می خورد تا بلاگی اش قوی شود، نیمه های شب چندین تا دختر را سر تخت خوابش می آورد و از آن ها انواع و اقسام لذت های جنسی را می بُرد و آخر شب را تا نیمه های روز می خوابید و فردا که می شد این کار را می کرد؛
او در باغچه قصر خود خیلی یک حوض بزرگ را ساخته بود و داخل آن حوض را رنگ کبود کرده بود و آن را پُر از آب صاف می کرد و در آن حوض بیش تر پنجاه دختر را مکمل برهنه می کرد و آن ها را مجبور می کرد تا آب بازی کنند و خودش به چهار گِرد حوض می گذشت و آن دختران را تماشا می کرد و بلاگی اش هم در دست راستش می بود.
سرانجام برادر کوچکش از این حالت به تنگ آمد و تصمیم گرفت که به این حالت پایان بدهد، در نتیجه با کمک درباریان در برابر برادرش کودتا کرد، کودتا یعنی تغییر ناگهانی و زمانی که یک نفر به واسطه زور قدرت را از یک پادشاه بگیرد و خودش پادشاه شود و برادرش را زندانی کرد.
اما بازهم از برادرش ترسید که کدام روز فرار نکند و او را کشته نیز نمی توانست چون پدرش وصیت کرده بود که یک دیگر ار نکُشید و با مشوره با دانشمندان دربار تصمیم گرفت که خایه های برادرش را ببُرد که دیگر به فکر پادشاهی نباشد و زمانی که خایه هایش بریده شد تا زمان مرگش بلاگی اش بیدار نشد و او تا زمان مرگش در کتاب خانه قصر کتاب می خواند.
پس امروز هم در جامعه ما برخی مردان هستند که به زنان و دختران تجاوز جنسی می کنند و بودن این گونه مردها در جامعه ما بسیار خطرناک است، پس بهترین راه حل همین است که خایه های شان بریده شود تا این زیان را کسی نبیند، این گونه مردها به بیماری افراط در امور جنسی گرفتار هستند.