دواخانه دار داستان سکسی جدید افغانی

 

دوا

gap3xy دخترک محصل افغانی سکسی
gap3xy دخترک محصل افغانی سکسی

خانه دار!!!
فرستنده، مژده، ناشناس!!!
سکسی گپ، اولین مجله ی سکسی در افغانستان!
مریض شده بودم با شوهرم رفتیم به نزد دُکتُر، دُکتُر بعد از معاینه دوا و پیچکاری داد، هر دیگر (عصر) می رفتم در دواخانه پیچکاری می کردم، وقتی که دست های او به پله های کونم (باسنم) تماس می کرد خیلی تحریک می شدم، با خودم می گفتم که، کیر این مرد چه گونه باشد؟ شاید کیرش نسبت به کیر شوهرم بزرگ تر باشد.
روز آخر پیچکاری کردن که رفتم بعد از پیچکاری کردن با یک چشمک زدن کیرش را برخاستاندم یا خیستاندم، حدسم درست بود، کیرش نسبت به کیر شوهرم بزرگ تر بود و هم زیبا نیز بود، پاهای خود را بالا گرفتم، تا بیخ کیرش را داخل کوسم کرد، بعد از چند دقیقه بمبه (تلمبه) زدن همه آب کیرش را با دست خودم روی شکمم ریختاندم.
من این کار را به خاطری کردم که، شوهرم آشکارا با زنان بدکاره رابطه داشت و هر وقت که برایش می گفتم که، نکن خیانت به من، می گفت، تُرا چه پول از من است و هر گونه که آن را خرج کنم به تو مربوط نمی شود و اگر مرا خوش نداری برو به خانه پدرت و من یک آدم سیاه سر از دستم چیزی ساخته نبود جز این که من هم به او خیانت کنم.
اگر مردان بدکاره به زنان خویش خیانت کنند زنان شان برای انتقام نیز به آن ها خیانت می کنند، پس مردان باید بدانند که، زن یکی قلب یکی و هیچ گاه پنهانی و آشکارا به زنان تان خیانت نکنید.
پایان/ بهار ۱۳۹۴
دلیل اتفاق داستان، خیانت در برابر خیانت بود.
اگر شما هم داستان دارید با تغییر هویت تان بفرستید، نشر می شود.
دیدگاه های تان را در کُمنت بنویسید.