داستان سکسی افغانی؛ سکس با دختر سن بالا

gap3xy

💦💋سایت فقط Gap3xy.com💋💦

سلام به همه تان
من خیلی عاشق سکس با زن های سن بالا و چاق استم به همین خاطر همیشه دنبال اینطور زن ها بودم من کابل استم یک روز ساعت ۷ شب که از کورس برمی گشتم به سر سرک منتظر تکسی ایستاد شدم که دیدم یک زن سکسی و چاق سن بال ایستاده شده گفتم: کجا میری؟ با لبخند گفت: تایمنی
گفتم: پس هم مسیر استیم. خلاصه یک تکسی آمد هردوی ما پشت سر نشستیم و من پاهایم به رانهایش چسپید، به مقصد رسیدیم پیاده شد من هم پیاده شدم
و شروع به گپ زدن کردم که گفت هنوز مجرد است و ۴۸ ساله سن داره، تنها زندگی میکنه خلاصه یک مسیر را پیاده قدم زدیم و در مورد کار و مسائل دیگه گپ زدیم… گفتم: میتانیم دوست شویم؟ گفت که: من از تو کلانتر استم و حیفت است. گفتم: من عاشق زن های سن بالا استم. شماره گرفتم قول دادیم دستش را ماچ کردم و جدا شدیم.
فردایش صبح مسج دادم و قرار شد بعد از ظهر همدیگه را ببینیم باز که دیدمش قرار گذاشتیم که به خانه شان برم.
جمعه صبح به خودم رسیدم و به آدرس که برم داده بود رفتم در یک آپارتمان زندگی میکرد، بالا رفتم دروازه را باز کرد و داخل رفتم، رسیدم دیدم یک سارافون تا زانو پوشیده و موهایش لُچ بود خلاصه بعد از بغل و ماچ رفتم روی مبل نشستم چایی با کیک آورد و پیشم نشست کمی گپ زدیم باز به سمتم آمد و
لب چوشی شروع شد، سینه هایش ۹۰ بود همرای شان خوب بازی کردم. باز دستم را سمت ران هایش بردم و زیر لباسش سمت کسش دیدم شرت نداره بلندش کردم و لنگ هایش را بالا کردم کوسش را دیدم.
موی زیاد داشت. گفتم: بلیسم خوشت میایه؟ گفت: بسیار زیاد… گفتم: چرا موهایش را نزدی؟ گفت: نمیتانم. شکمش کلان بود. گفتم: برت بزنم؟ گفت: خو درست است. لُچ شدیم به حمام رفتیم و پشم هایش را زدم پشم کونش را هم زدم و زیر بغل شد مثل آینه! همانجا خواباندمش بعد از شستن کس و کونش شروع به لیسیدن کردم گفت: بیرون بریم!
به اتاق خواب رفتیم بستر را پهن کرد و خوابید. رویش افتادم و سینه های کلانش را چوشیدم.
در فضا بود آنقدر سینه اش را چوشیدم زیر بغل لیسیدم تا ارضا شد. باز گفتم: خوشت میایه کونت را روی دهنم بمانی؟! و به پشت خوابیدم، روی دهنم نشست دهنم کونش را گذاشت به رویم به سوراخش زبان زدم و او هم ساک میزد…
باز بلند شدیم ازش چندتا عکس گرفتم باز خواباندمش و کیرم را دم سوراخ کسش مالیدم.
گفت: من دختر استم اما پرده ام حلقوی است. خلاصه آنقدر مالیدم تا شهوتی شد و گفت: درون بکن اما آبت را داخل خالی نکنی! شروع به تلمبه زدن کردم
سینه اش را می چوشیدم با پوزیشن داگ استایل گاییدمش باز روی کیرم نشست و بالا پایین شد آبم آمد، کیرم را به دهنش گرفت دهنش و آبم را خورد خیلی لذت داشت، حمام رفتیم وقتی بیرون آمدیم با شورت نشستیم زنگ زد از بیرون غذا آوردن، غذا را خوردیم باز به بغل هم خوابیدیم نیم ساعت بود خوابم برده بود دیدم داره ساک میزنه تا چشمانم را باز کردم کونش را به دهنم گذاشت و من هم کونش را لیسیدم دوباره لنگ ها را بالا کرد و گاییدمش نیم ساعت کردم آبم را روی سینه اش خالی کردم دوباره حمام رفتیم مرا شست گفت: بروی سینه ام شاش کو! اینکار را کردم خودش هم روی کیرم شاشید باز بیرون آمدیم چای و میوه آورد خوردیم و من رفتم.
چند روز بعد خانه اش رفتم دوباره سکس کردیم و وعده گرفتم دفعه بعد کون بکنمش دفعه بعد هم کون کردمش خلاصه ۶ ماه جمعه ها میرفتم و میکردمش یک بار هم دوستش را آورد او ۴۰ ساله بود و قد ۱۷۸ کون کلان و سینه هر دو تای شان نفسم را کشید باز گفت: دارم شوی میکنم… چند وقت بعد ازدواج کرد و من با دوستش در ارتباط بودم که میکردمش! نمیدانید چقدر کیف میکنم. با رفیقش هنوز هم در ارتباط استم بسیار شهوتی است وقتی خانه اش میرم یک درجن کیله میده که بخورم بعد اسپری میزنه و میکنمش بیوه است!
پایان