گاييدن دختر ايراني توسط افغاني

 

gap3xy

‎سلام
‎من منصور 43 ساله از كابل هستم و این خاطره بر ميگرده به حدودا 20 سال پیش.ده محل ما یه خانم ايراني بود به نام فاطی که اصلا محل رو ریخته بود به هم با اون هیکل خوشکلش همه حیرون این کوس ايراني بودن و همه بچه محلها دوس داشتن مخ این دخترو بزنن و با هاش حداقل یه بار سکس کنن تو این وسط یه اقا مجید رشتی تانسته بود مخ این خانم رو بزنه و كتش دوس شوه البته قدیما موبایل نبود که فقط با اشاره و نامه پرونی با هم رابطه برقرار ميكدن قدیمیا يادشانه. این اقا مجید نامه های عاشقانه این خانم ره به رفیقاش نشان داده بود و اونهام از نامه ها کپی گرفته بودن و به زور و تهدید وادار به سکسش ميكدن.یه روز که من در دكان بابام واستاده بودم امد پیشم گفت اقا منصور میشه یه خواهشی ازت بکنم گفتم جون بخواه خانم گفت می بینی این مجید ابرومو برده تو تنها کسی هستی که به من تیکه ننداخته تو رو خدا شماره مجیدو پیدا کن من بهش زنگ بزنم و بهش فحش بدم.

‎منهم یه چن روزی علافش كدم تا شماره ره برش دادم البته موبایل نبود ولی تلفن ثابت بود.این شد رابطه دوستی اولیه بین ما. هر کاری که ميكد برش انجام میدادم تا رابطه ما شد صمیمی ولی اصلا از سکس حرفی نمی زدیم با موتور سكليت با هم میرفتیم میگشتیم و اگه یه روز از هم خبر نداشتیم مثل دیوانه ها میشدیم تا یه روز دیدم نمیشه منهم احتیاج به سکس دارم ولی فاطی خانم به روی مبارکش نمی اره تصمیم گرفتم ديگه این رابطه ره تمام کنم و با هاش قهر کنم هر چی زنگ زد جوابشو ندادم تا زنگ زد به رفیقم به اسم مسلم اون زن و بچه دار بود وخیلی باهم جور بودیم از مسلم خواهش كد مکانی ردیف کنه تا منو اون تنها باشیم اون هم قبول كد و با من در میون گذاشت ما هم یه باغ بزرگ که بره پسر كاكام بود در نظر گرفتیم و مسلم با موتر من رفت فاطی رو بیاره و منهم رفتم باغ پسر كاكايم..

‎یه اتاق مقبول وسط این باغ وجود داشت و من رفتم اونجا منتظر فاطی خانم تا رسید پرید بغلم و شروع كد لب گرفتن البته ما تنها شدیم و همه رفتن بیرون.من شروع كدم قلیون کشیدن و اونهم مانتوشو در اورد وشروع كد با نوار معین دلبرم دلبر بازي كدن و منهم دیکه طاقت نیاوردم پاشدم شروع كديم بازي كدن يني رقصيدن و نم نم بازم لب تولب بد مصب شهوتش زده بود بالا و زبون منو میخورد كالايشه در اوردم نمی دونید زیر اون لباسا چی بود ممه های شق و کوچیک که ادمو دیوونه ميكد اوف شروع كدم به خوردن ممه هاش راستشو بخواهید اولین بارم بود بدن زنی ره لمس می كدم از کوسش برتان بگم بلور مثل برف شروع كدم خوردن کوسش واقعا کوسش بوی عطر میداد چه لذتی داشت کوسش راس ميگن لذت قیمتی نداره وای از کونش برتان نگفتم کون قلمبه و بر جسته که جنیفر باید میرفت جلوش لنگ می انداخت با یه سوراخ کوچک در وسط ان الان که یادش می افتم کیرم ايستاده میشه

‎بگذریم شروع كدم خوردن سوراخ کونش از پشت انداختم ده کوسش اون فقط ناله ميكد نه از روی درد از روی شهوت واقعا کوس تنگي داشت کیرم رو به زور فرو كدم ده کوسش و شروع به تلمبه زدن كدن بعد از چن دقیقه ابم که داشت می امد در اوردم ابمو ریختم رو کونش و همو نجوری خوابیدم روي کونش انگار مرده بودم و تو اسمونا پرواز .بد مصب این کوس چیه که باعث شادی و نشاط ما میشود.البته اون روز سه بار كدمش تا رفیقم کباب گرفت امد دور هم خوردیم و برگشتیم خانه هامون. این بود اولین حکایت سکسی من با فاطی ايراني امیدوارم خوشتان امده باشه خدا نگهدارتان باشه

‎نوشته: منصورتنها

‎سکس عاشقانه كته سوگند

 

gap3xy

‎سلام به همه.
‎نامم حسینه و 26 سالمه. چهار سال میشه که كته سوگند دوستم. دو سال ازم ريزه تر است، مقبول و مامانیه، لاغره و بدن سفت و کلا تحریک برانگیزی داره، مخصوصا کونش که بهش فکر میکنمم راست میشه. هردو يكديگه ره خیلی دوست داریم و جونمون برا هم در میره. هردو هم فوق العاده حشری هستیم، مخصوصا سوگند که اگه یه هفته بشه باهاش اس ام اسی حرفای سکسی نزنم باهام قهر میکنه. همون یکی دوماه اول بود که لب گرفتنو دستمالی کردنشو شروع كده بودم. البته همیشه این کارا رو شبا که با هم بیرون میرفتیم ده ماشین انجام میدادم و اگه یه بار موقعیت جور نمیشد که سینه ها و کسشو دستمالی کنم اخماش تو هم میرفت. منم اولین دوست پسرشم و باهام اتمام حجت كده که تا خود شب عروسیمون نمیذاره پردشو بزنم حتی تو دوره عقد ( خيلي بده! نه؟). ولی عوضش مالیدنو خوردنو آزاد گذاشته راستش تاحالا خیلی ده ماشین برم ساک زده اما متاسفانه مکان جور نمیشد که یه حال اساسی بکنیم اونم دیگه غرغراش زیاد شده بود که ایکاش مکان داشتی و وعده كده بود که در صورت وجود مکان از کون بهم میده.

‎روزها همین جور میگذشت و متاسفانه منم بخاطر اینکه تمام دوستای شهر هاي ديگه دوره کارشناسیم که خانه داشتن فارغ التحصیل شده بودن دستم به جایی بند نبود. دو سال همینجور گذشت تا اینکه روز موعود فرارسید. خواهر کوچیکم كابل دانشجو هست و بعد پایان ترمش خواسته بود که بخاطر آوردن اساساش با موتر بریم دنبالش. من یه بهونه الکی تراشیدم و نرفتم، خونواده هشت صبح رهسپار كابل شدند و حداقلم تا شب بر نمیگشتن. از قبل با سوگند هماهنگ كده بودم که هشت صبح حوالی خانمان باشه وقتی از رفتن خونواده مطمئن شدم، بالاخره با هزار ترفند که همسایه ها نفهمن سوگندو آوردم تو خونه. وای که چقد مشتاق این لحظه بودم دلم حسابی تاپ تاپ ميكد. از همون دم در بغلش كدم و شروع كدم به لب گرفتن وای که چه عطر خوشبویی زده بود همینطور لب میگرفتم و کون و سینه هاشو از روي لباس میمالیدم. خوی وحشیگریم گل كده بود یهو پرتش كدم رو مبل و شروع كدم به باز کردن دکمه های مانتوش یه تاپ سفید پوشیده بود که بندای سينه بند سياش از زیرش معلوم بود. بدنش خیلی سفیده واسه همین با شرت و کرست مشکی خیلی سکسی تر میشه. اونم که فهمیده من مشکی دوست دارم امروز شرت و کرست مشکی ست كده بود.

‎تاپشو در آوردم و شينه بندشه زدم کنار شروع كدم به خوردن سینه هاش. سینه هاش کوچیکن ولی عوضش سفت، شق و خوش فرم. اه و نالش در اومده بود. همینطور میخوردمو نوک سینه هاشو گاز میزدم. نمیدونم چرا ولی عاشق گاز گرفتنه. کم کم دستمو انداختم ده ساپورتش رسیدم به کس که بمالمش وای که خیس اب بود. کم کم داشت خوردنم میرفت به سمت پایین انقد سفید بود، هرجاشو انگشت میذاشتی جاش ميماند ولی حالا پرشده بود از جای دندونام. داگی استایل نشوندمش و ساپورتو درآورم چه شورت سياه مقبولي بود. همینطور کونشو میلیسیدم و گاز میگرفتم. چه حالی داشت ميكد. با این که خیلی لاغر بود و کمر باریکی داشت کونش نسبتا پر بود. هر بار که در کونی میزدم کونش حسابی سرخ میشد و میگفت محکم تر. کم کم داشتم به کسش نزدیک میشدم یهویی شرتشو با دندون دادم پایین و با صورت رفتم ده کسش. چيغش در اومد شروع كدم به لیسیدن با دستش سرمو از پشت به سمت کسش فشار میداد. خیلی با کس لیسیدن حال كدم. اصلا فک نمیکردم انقد باحال باشه. ابشم یه مزه شیرین خوبی داشت. اگه تا حالا کس نلیسیدید یا چندشوتون میشه، پیشنهادم اینه که سوسول بازی رو بذارید کنار که لذت عمرتانه نمیبینید.

‎در عشق با کسش بودم که دستش رفت روشلوارمو گفت درش بیار منم پاشدم و در چشم بهم زدنی لوچ مادر زاد شدم. قبل امدن سوگند به کیرم یکم اسپری لیدوکائین زده بودم که آبم زود نیاد با این حال شق شق بود. به سمت کیرم حمله ور شد و شروع كد به خوردن کیر و تخمام. من که هنوز عطش کس لیسی داشتم بلندش كدم بردم ده اتاق خواب پرتش كدم رو تخت مامان و بابام. همونطور ده راهم میخواست ساک بزنه عشقم الهی بمیرم واسش. رو تخت 69 شدیم اون بالا من پایین وای که وقتی ساک میزد کس لیسی یه حال دیگه ای داشت تموم صورتم خیس آب کسش شده بود ولی کماکان حال ميكديم و لبای کسشو به دندون میگرفتم. شاید نیم ساعتی از اومدنش گذشته بود که گفت حسین کونم كو. با اینکه تا هینجاشم توقع اینهمه حالو نداشتم ولی گفتم حالا که موقعیت هست چرا اولین کردنمو تجربه نکنم. اول رفتم از آشپزخونه دوتا بادرنگ یکی کوچیک و یکی یکم كلان تر آوردم که یکم کونشو گشاد کنم. دوباره داگی استایل نشوندمش و رفتم سروقت سوراخ کون. یه عالم روغن ماساژ مالیدم و کم کم انگشت كدم توش خیلی کوچیک و تنگ بود مگه میرفت داخل ولی با صبر و حوصله کم کم موفق شدم. واقعا چه کس و کون تمیزی داشت و حتی یه ذره موهم نبود معلوم بود که میدونسته میخواد بیاد خونمون حسابی به خودش رسیده بود. دم عشق خودم گرم. خلاصه انگشت کهروون شد، اول بادرنگ ريزه گكه و بعدم كلانه اصلا هم درد نداشت و آهی که میکشید معلوم بود از سر لذته نه از درد. کم کم بادرنگ كلانه هم راحت میرفت و میومد نوبت کیر بود. یه کاندوم کشیدم سرش و نم نم فرو كدم وای چقد گرم بود توی کونش. واقعا گاییدن از ساک زدن صد مرتبه لذتش بیشتر بود…

اندومو در آوردم و یه پتو انداختم رو مون و ده بغل هم تا ظهر خواب كدم. بعد از ظهرم یه بار دیگه اعمالی تقریبا مشابه بالا تکرار شد چون فکر كدم شاید دردش بیاد بجای کون لاپایی گذاشتم. و ايقسم بود که مرد شدم. از اون به بعدم هروقت موقعیت داشتم کسشو خوردم معتادش شدم انگار. سوگند جانم نمیدونی که بعد عروسی چه برنامه هایی برت دارم. دوست دارم.

‎نوشته: حسین

عکس های سکسی حجابی ایرانی و افغانی

در این گالری شما عکس ای سکسی از زنان ایرانی را مییبنید. این عکس ها توسط مخاطبین مشترک مجله ی سکسی گپ و شهوانی به دست ما رسیده است. برای دیدن عکس ها در سایز کلانتر بر روی آنها کلیک کنید.

گاییدن زن حاجی داستان سکسی زن افغانی جدید

gap3xy

💦💋سایت فقط Gap3xy.com💋💦

سلام دوستان من میخواستم اینجا یکی از حرفه ای ترین داستانها را از زن همسایه ما برتان بگم که برگرفته از تخیلات ذهنی من و واقعیات زندگی است.
در کوچه ای که ما زندگی میکنیم آخر کوچه که میرسید مانع داره و شبیه راه بسته است و اینکه آخرین خانه هم ما هستیم. رو بروی خانه ما از موقعی که در این محل آمدیم یک خانه دو منزله است که یک حاجی است که اهل خلاف است یک زن داره بنام قمرگل… دوتا دختر هم داره یکی شان هم سن من است راستی من ۲۴ ساله استم یکی شان هم چند وقت میشه عروس شده بالای خانه همین ها میشینه…
این زن حاجی همان قمرگل جان بسیار آدم شهوتی است و همیشه هر وقت خبری میشه با سر و وضع نامناسب بین کوچه میپره.
دو سه بار قبلا وقتی پشت خانه شان میرفتم قسمی دان دروازه میمامد که وراخطا میشدم داستان ما از این قراره که یک روز مادرم خانه آمد و من هم بعد از ظهر امتحان داشتم این دخترک همسایه ما آن زمان ها زیاد پشتش نبودم بیشتر با زن سن بالا عشق میکنم… جوانترها مزه نمیده… خلاصه مادر ما آمد و گفت که: حامد این نازیه هم مثل تو همین امتحان را داره مرا در کوچه دید و گفت: من در بعضی از مسائل مشکل دارم به حامد جان بگو به بیایه کمکم! مادرم هم که دلش نمیخواست من برم اما چون خیلی همسایه دوست هستند قبول کرد من هم از خدا خواسته زود قبول کردم اما امتحان داشتم اصلا به فکر این جریانات با قمر گل جان نبودم خلاصه گفتیم چکار کنیم چکار نکینم نان را خوردیم به صورت فیلم بازی کتاب برداشتم رفتم پیش مادرم گفتم: من میرم پیش نازیه حالی امتحان داریم و ازی گپا کمکش کنیم بخوانیم، اما نمیماند خلاصه با گپهای بنده مادرم نرم شد و موافقت کرد ما هم کتاب گرفتیم رفتیم بسمت خانه ی کس ها…. دروازه را زدم دیدم به به صدای یار سینه کلان میایه گفتم جااااااانم… قمرگل جان پشت دروازه آمد با یک بالاپوش گل گلی و یک شلوار سباه استرچ سلام کردیم و گفتم: آمدم به نازیه جان کمی یاد بدم حالی امتحان داریم! خلاصه رفتیم به خانه، نازیه جان هم لباس هایی مثل مادرش پوشیده بود با آن بدن سفید اما چ فایده فکر ما جای دیگری بود… نازیه یک چادر به سرش انداخت و به سالن آمد من هم نشستم و دیدیم نازیه لباسش را تبدیل کرد با یک روی سری و لباس شلوار آمد کنار من نشست من هم رفتم داخل برای درس دادن و استادی و کارای دیگه… بعد از چند دقیقه دیدم صدای رقص و آواز از اتاق میایه به نازیه گفتم: گپ چی است؟ که گفت: پدرم خانه است من هم در دلم گفتم: کیر شدی قومندان… نمیشد کاری کنم اعصابم خراب شد و کمی مهسا را دید زدم که دیدیم اوه اوه حاجی صیب با یک شلوارر هراتی و کیر شخ شده بیرون آمد، سلامی کرد و داخل آشپزخانه رفت باز با یک گیلاس شربت بدمزه آبلیمو بیرون آمد به دست من داد من هم به سلامتی سرکشیدم آنقدر ترش بود که کیرم را نثار حاجی کردم… اما من دیوانه زنش بودم، بدن سبزه سینه هایش هم مثل دخترایش کلان فکر کنم سایز ۸۰ قدش هم حدود ۱۶۰ قد من هم ۱۷۲ است راستی خوش قیافه استم و جذاب و سفید پوست و چشم آبروی سیاه دارم خوش تیپ هم استم حالا بگزریم… من دیگه نقشه هایم نقشه بر آب شد بی خیال درس دادن شدم و آمدم خانه و عصر امتحان دادن رفتم و برگشتم دیدم به نازیه جانم رسید رفتم پیشش گفتم: سلام چکار کردی؟ او گفت: خوب و بد… من هم گفتم: بهتر بود… باز دیگه اتاق برادرم روبروی دروازه خانه این خانم سکسی هست وقتی میری روی تختش خوب خانه را میبینی چند بار دید زدم… یک بار در خانه تنها بودم تابستان بود داشتم فیلم سکسی میدیدم جای تان خلی کیرم هم عجیب شخ شده بود ناگهان دیدم زنگ دروازه خانه را زدن من هم وسط فیلم بود و با فحش بلند شدم دروازه باز کنم همین قسم که تلفن را برداشتم شنیدم صدای کس بزرگ را… از این جهان به جهان دگر شدم (به قول حافظ) خلاصه با صدایی زیبا گفت: سلام مادرت است؟ من هم شیطنت کردم گفتم: صدا نمیایه صبر کنید پایین بیایم… کیر من هم شخ شده به هزار بدبختی درون شلوار کردمش رفتم داخل اتاق یک عطر سکسی داشتم زدم به لباسم و گردنم آمدم بیرون رفتم پایین دروازه را باز کردم دیدم به به قمرگل سینه کلان جلویم است. سلام گرمی کردم و گفت که: مادر است؟ گفتم نه نیست فکر کنم تا چند دقیقه دیگه برسه، بفرمایید بالا منتظر شان باشید که پیش خودم گفتم: خداکنه بیایه گیج شده بودم میایه نمیایه از ما اصرار از او انکار… خلاصه ظرفش را گرفتم و جانم آمد! من جلو رفتم او هم پشت سر آمد و وارد شدیم، روی مبل نشست من هم رو به رویش نشستم اما یادم رفته بود تلویزیون را خاموش کنم داشت سکس نشان میداد سرخ شدم پریدم خاموشش کنم که ناگهان قمرگل گفت صبر کن ببینم چی است گفتم: چیزی نیست تبلیغ است و شروع کردم به اراجیف گفتن دیدم چشمایش داره میگه میخایم! من هم گذاشتم ببینه من نشستم روی مبل کنارش او هم داشت نیگاه میکرد من برش گفتم: خانم قمرگل شما هم از این فیلم ها میبینید؟ گفت: مگه من دل ندارم؟ یک دست به بازوی سمت راستش کشیدم، کیرم بلند شد آمدم جلوش ایستاد شدم گفتم: قمرگل چند ساله استی؟ یک چیز در دلم مانده میخایم حالی بگم
او هم کمی اخم کرد و گفت برو گمشو بی عقل رویت دادم و از این گپا که من آمدم جلو تر و گفتم: من عاشق اندامت استم نفسم شروع کردم به صحبت در مورد جریانات و رامش کردم گفتم بان عشق کنم من جوان استم از آن حاجی بسیار بهترم و گپش دادم شروع کردم از روی لباس سینه هایش را مالیدن او هم روی مبل دراز شد و چادرش افتاد من هم دایم گپای تحریک کننده میزدم و بدون وقفه میمالیدمش، کیرم هم عین یه خرطوم فیل شده بود باز روی پایش آمدم شروع کردم به مالیدن ران های چاق و سبزه اش دستش را گرفتم بلندش کردم یک لب ازش گرفتم و بردمش سمت اتاقم انداختمش روی تخت و افتادم به جانش حالی نخور کی بخور میمالیدم و لب هایش را میچوشیدم کم کم دیگه داشت بدرقم شهوتی میشد و میگفت: میترسم مادرت بیایه، گفتم: او نمیایه فکرم است امروز من برنامه ام گاییدن کس قشنگ تو است عشقم. دیگه خوشحال شد و من هم از روی دامن کسش را میمالیدم صدای خش خش میداد برش گفتم: کس قشنگی را پاک نکردی برت بچوشم؟ گفت: نه و چند وقت میشه حاجی نیست و نزدیکی نکرده خاک بر سر من هم آرزوهایم خراب شد گفتم: پروا نداره، نوک سینه هایش را که میمالیدم و می چوشیدم صدایش به آسمان رفت گفتم چپ دیگه قمرگل دنیا را خبر میکنی. مثل دخترای ۱۴ ساله جیغ نزن مطیع باش دیگه شلوارم را در آوردم و کیرم پرید بیرون به بدن قمرگل میمالیدمش و قمرگل شهوتی شد بلند شد نشست کیر مرا به دستش گرفت گفت: عجب کیری ماشالا جوان است کیرت و محکم و قدرتمند شروع کرد به ساک زدن من هم دایم سینه هایش را میمالیدم و دست روی کس چاقش می کشیدم ناخنم را به کسش کردم دیدم تر شده، زبانچه اش را می مالیدم و انداختمش روی تخت با ناخون و تف میمالیدم ناگهان ارضا شد افتادم رویش کیرم را به کس چاقش درون کردم، میزدمش صدای تبله میداد شنیده بودم زنای 38 40 ساله کس پر آب دارن اما این مثل دریا بود زده رفتم چلپ چلوپ او هم میگفت: حامد مخااااایمت من هم گفتم: کیرم د کست قمرگل، نازیه دارم مادرت را میگااایم اینقدر زدم که سر کیرم بی حس شد قمرگل هم ارضا شد کیرم را بیرون کشیدم گفتم: بمال قمرگل مالیدش و من هم همزمان سینه هایش را میمالیدم و آبم با فشار مهیب روی بدنش پاشید زود آب منی را با دستم به سینه هایش مالیدم به و دوباره رفتم دست مال برداشتم و نگاهی به کیرم کردم کارش خراب بود برگشتم دیدم قمرگل داره میخنده آمدم پاکش کردم و بوسه ای از لبانش گرفتم در آخر لباساش را پوشید و رفت…

‎سكس با دوست دخترم

 

gap3xy

سلام دوستان .
‎نام مه مهرزاد و اين داستان مربوط به سال ٧٤اون موقع ها من ٢٤ ساله بودم ودو سال بود كه زيبايي اندام كار ميكدم با قد ١٧٣ و وزن ٧٥ بدن خوش تراش و ورزيده ايي درست كده بودم ده مسير دكان كه ميرفتم يه دختر خوش برو رويي بود كه ده نخ ما بود هر روز و تو مسير نگاه معني دار داشت تا اينكه برش نمبرمه دادم و تماس برقرار شد و اما يكي دو ماه بعد از شهر ما به كابل مهاجرت كدن بازم تلفني زنگ ميزد تا اينكه ٣ ماه بعد يه روز ده دكان بودم ديدم اومد دكان كته موهاي رنگ شده و تيپ انچناني سكسي و طوري كه دكان دارهاي أطراف همه دست به كير دم در مغازه بودن ببينن اين شفتالو كجا ميره
‎ اومد داخل و روبوسي و از اين حرفا فهميدم يه دو سه روزي امده كار اداري داره،هوا گرم بود و نزديك چاشت برش گفتم كجا مماني شب رو گفت شايد خانه دوستم منم شانس زِد و خواهرم اينا مسافرت تابستونه بودن و كليد دست مه بود بش گفتم چاشت بريم خانه ما يه كم استراحت كن اونم اوكي داد راستي نامش رو بگم رويا بود وهيكل سكسي و به روز داشت هميشه هم به خودش ميرسيد،زنگ زدم نان اوردن و اژانس گرفتم و رفتيم خانه رسيديم خانه و مانتو شو در اورد و بايه تيشرت چسبون كه سينه هاش داشت جز ميداد تاپ شو و شلوار لي كه كون كتش ره سكسي تَر نشون ميداد موهاي طلائي و پريشون و يه عطري هم زده بود كه من از بوي عطرش كيرم داشت بلند مييشد نانه خورديم و گفت خسته م يه كم استراحت كنيم درخواست لباس راحتي كد منم گفتم شلوار يا دامن گفت شلوار
‎ يه شلوار برش دادم بدلش كد وقتي برگشت بغلش كدم و بوسيدمش تلويزيون ره روشن كدم دامادمون يه ماهوار داشت اون زمان خيلي كم بود و ديشش در حد ديش مخابرات بود هيچ جا ره هم نميگرفت، دراز كشيديم روي تشك جلو تلويزيون سرش رو گذاشت رو بازو م گذاشتم يه كم عادت كنه دستم و بردم سمت گردنش و ماساژ دادم گفت دلم برات خيلي تنگ شده بود گفتم منم همينطور وكشوندمش سمت خودم سينه هاي كلانش چسبيد به بدنم از گردنش يه بوس برم و رفتم سمت لب هاش و نفس شو خوب با نفس عميق خودم بو ميكدم يه شهوت خاستي توي نفسش موج ميزد و شروع به لب گرفتن كديم زبون هامون تو هم گره خورد داشت حشري ميشد و اين أولين سكس ما بود رفتم سمت گردن و لإله گوشش شروع به مكيدن كدم و اونم داشت آه و اوه ميكد مشخص بود ده سكس هات و منم از اون بدتر حتي وسط سينه هاش ره كه ميبوسيدم بوي عطر ميداد و من ديوونه تَر ميشدم دست كدم سينه هاشو از بالآي تاپ كشيدم بيرون وأي چقد خوش فرم و سفيد بودن و كلان
‎ لب هامو أروم بردم سمت نوك سينه اول بوسيدم و بعد با زبون م دور نوك سينه ش تاب ميدادم داشت ديوونه ميشد چشماش بسته كده بود و ناله سكسي ميكد مشغول خوردن سينه آش شدم با دندون أروم نوك سينه شو ميگرفتم و ميكشيدم بالا و واش ميكدم اينقد روي سينه هاشو مك زدم تا كبودش كدم چند جاشو دوباره رفتم سراغ لب هاش مكيدن و خوردن و زبونشو ميخوردم و با سينه هاش بازي ميكدم ديگ وقتش شده بود لوچش كنم تاپشو در اوردم و شلوارشو أروم در اوردم يه شورت سفيد تنگ پاش بود كه چاك كسش مالوم بود و كوس گوشتي داشت شروع كدم بوييدن كسش از روي شورت و با زبونم ميكشيدم رو كوسش اونم مؤهامو چنگ ميزد ديگه طاقت نياوردم شورتش و كشيدم پايين و كس قشنگشو از نزديك ديدم كيرم داشت شورتمو پاره ميكد من كيرم زياد كلان نيس ٢٠ سانت اما لوك ، اولين ليس اب دارو زدم از سمت سوراخ كون تا بالآي كسش رسيدم بالا به چوچولش و با زبون قلقلك ش ميدادم گوشت أطراف كسش رو مك ميزدم و اون فقط جيغ ميزد پاهاشو دادم بالا تا كس و كونش باز تَر شوه با انگشت لبه هاي كسش و باز كدم تا داخلش رو كه به رنگ صورتي بود ببينم كه چه نعمتي الان ده دستام يه چند دقيقه ايي ليسيدم و خوردم ميدونستم به محض اينكه كيرم بره ده كسش ابم مياد به خاطر همين بلند شدم و كيرم ره گذاشتم روي كسش و لأي لبه هاش بالا پايين ميكدم و با سينه هايش بازي ميكدم كيرم ره لأي كسش بالا پايين ميكدم خيلي حشري شده بود و پاهاشو قفل مرد پشت كمرم و زير دست پام تند تند حركت ميكد داشت گردنمو مك ميزد و ناخن هاش ده كمرم و خط مينداخت يهو لرزيد و آه باندي كشيد و ابش امد چند لحظه ايي گذاشتم نفس بكشه از روش بلند شدم و كنارش خوابيدم
‎ پرسيد تو راحت شدي گفتم نه هنوز گفت ببخشيد گردنت كبود شد گفتم دوست دارم اوردمش ده بغلم با سينه م داشت بازي ميكد دستش رو برد سمت كيرم و گفت شيطون تا حالا نديده بودمش يه كم باش بازي كد اومد روم و شروع به لب گرفتن كد و رفت پايين نوك سينه مو ميخورد با موهاي سينه م بازي ميكد و كم كم رفت پايين رسيد به كيرم اول تو صورتش ميمالوندش بعد كم كم بوسش كد سرش ليس ميزد و كم كم رفت پايين تخم هامو ليس ميزد منم با سينه هاش دوباره شروع به بازي كدم تخم هامو ميزاشت ده دهنش و مك ميزد بعد سر كيرم گذاشت ده دهنش و شروع به خوردن كد دستم رو رسوندن به كسش و بازي كدم كتشاونم داشت با تخمام ليس بازي ميكد بلندش كدم و 69 شديم بش گفتم تو كمتر ساك بزن تا ابم نياد زود و خودم شروع به خوردن كدم

‎لبه هاشو باز كدم داخل كس رو زبون ميزدم چوچولش رو ميخوردم تا خوب دوباره حشري شد انگشت شصتم و كدم ده كسش (يادم رفت بگم اوپن بود كه اون سالها خيلي كم بودن اوپن ها )و تابش ميدادم تو كسش كه ليز ليز بود دو تا انگشت كردم ده كس و تاب ميدادم و لبه هاشو مك ميزدم دوباره آه و اوه ش بلند شد كه اصلا بيخيال كيرم شد فقط كون و كسش رو رو صورتم بالا پايين ميبرد حشرش زده بود بالا و منم دو انگشت تو كسش كده بودم و تاب ميدادم دوباره رفت سراغ كيرم ساك رو شروع كد ميگفت تند تَر بزن فهميدم داره ابش ميايه كيرم داشت تو دهنش تاب ميخورد ساك ميزد اب منم داشت ميودم صداي منم بلند شده بود از رو كيرم بلند شد با دست باش بازي ميكد منم انگشتم در اورده بودم از كسش و داشتم ميخوردم كه يه يه جيغ بلند زِد و فهميدم ابش امد همون طور كه كته كيرم داشت بازي ميكد اب منم امد همه ش پاشيد رو سرو رويش مجبورش كدم حموم بره البته اين داستان ادامه داره چون واسه دو روز از اون خونه تكان نخورديم و بالا ١٠ بار سكس داشتيم…
‎اميدوارم خوشتان امده باشه

عکس های سکسی در طبیعت آسیا

در این گالری عکس های سکس زن های آسیایی در طبیعت را میبینید. برای دیدن عکس های در کیفیت بهتر کلیک کنید. این عکس ها توسط مخاطبین مشترک مجله ی سکسی گپ و شهوانی به دست ما رسیده است.